فرعون بر ضد موسى و برادرش هارون مىگويد .
هنگامى كه فرعون قسمتى از معجزات موسى مانند يد بيضاء و حمله مار عظيم را ملاحظه كرد و ديد ادعاى موسى بدون دليل هم نيست و اين دليل كم و بيش در جمع اطرافيان او و يا ديگران اثر خواهد گذاشت ، به فكر پاسخگويى عملى افتاد ، چنان كه قرآن مىگويد : « فرعون صدا زد ، تمام ساحران آگاه و دانشمند را نزد من آوريد » ، تا بوسيله آنها زحمت موسى را از خود دفع كنم ( * ( وَقالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ ) * ) .
او مىدانست هر كارى را بايد از طريقش وارد شد و از كارشناسان آن فن بايد كمك گرفت .
آيا براستى فرعون در حقانيت دعوت موسى شك داشت و مىخواست از اين طريق او را بيازمايد ؟ و يا مىدانست او از سوى خدا است ولى فكر مىكرد ، بوسيله غوغاى ساحران مىتواند مردم را آرام سازد ، و موقتا از خطر نفوذ موسى در افكار عمومى جلوگيرى كند ، به مردم بگويد اگر او كار خارق عادتى انجام مىدهد ، ما نيز از انجام مثل آن ناتوان نيستيم ! و اگر اراده ملوكانه ما تعلق گيرد ، چنين چيزى براى ما سهل و آسان است ! .
احتمال دوم به نظر نزديكتر مىرسد و ساير آيات مربوط به داستان موسى كه در سوره طه و امثال آن است اين نظر را تاييد مىكند ، كه او آگاهانه به مبارزه با موسى برخاست .
به هر حال « هنگامى كه ساحران در روزى كه براى اين مبارزه تاريخى تعيين شده بود و دعوت عمومى نيز از مردم به عمل آمده بود ، گرد آمدند ، موسى رو به آنها كرد و گفت : نخست شما آنچه مىتوانيد به ميدان آوريد » ( * ( فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٦١