امكانپذير نيست ، ولى به هر حال اين يك درس است براى همه رهبران اسلامى كه در برابر انبوه دشمنان هرگز نهراسند ، بلكه با اتكاء و توكل بر پروردگار و با قاطعيت هر چه بيشتر آنها را به ميدان فرا خوانند ، و قدرتشان را تحقير كنند كه اين عامل مهمى براى تقويت روحى پيروان و شكست روحيه دشمنان خواهد بود .
در آيه بعد بيان ديگرى از نوح براى اثبات حقانيت خويش نقل شده ، آنجا كه مىگويد « اگر شما از دعوت من سرپيچى كنيد ، من زيانى نمىبرم چرا كه من از شما اجر و پاداشى نخواستم » ( * ( فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ ) * ) ( 1 ) .
« چرا كه اجر و پاداش من تنها بر خدا است » ( * ( إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّه ) * ) .
براى او كار مىكنم و تنها از او پاداش مىخواهم .
« و من مامورم كه فقط تسليم فرمان خدا باشم » ( * ( وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ) * ) .
اينكه نوح مىگويد : من هيچ پاداشى از شما نمىخواهم درس ديگرى است براى رهبران الهى كه در دعوت و تبليغ خود ، هيچگونه انتظار پاداش مادى و معنوى از مردم نداشته باشند ، زيرا اين گونه انتظارها يك نوع وابستگى ايجاد مىكند كه جلو تبليغات صريح و فعاليتهاى آزادانه آنها را سد خواهد كرد ، و طبعا تبليغات و دعوتشان كم اثر خواهد شد ، به همين دليل راه صحيح دعوت به سوى اسلام و تبليغ آن نيز اين است كه مبلغان اسلامى تنها براى امرار معاش خود متكى به بيت المال باشند ، نه نيازمند به مردم ! .
در آخرين آيه مورد بحث سرانجام كار دشمنان نوح و صدق پيشگوييش را
هامش
( 1 ) جواب اين شرط نيز محذوف است و تقدير چنين است فان توليتم فلا تضرونى - يا فان توليتم فانتم و شانكم .