تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
« آيا خدايان ما را تبديل به يك معبود كرده است اين چيز عجيبى است » ( سوره ص آيه 5 ) و يا در مورد معاد مىگفتند : أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَرُفاتاً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أَفْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً أَمْ بِه جِنَّةٌ : « آيا هنگامى كه ما تبديل به استخوان پوسيده شديم بار ديگر به زندگى باز مىگرديم ، گوينده اين سخن به خدا تهمت زده ، يا مجنون است » ( سجده - 10 ) . در حقيقت آنها هيچگونه دليلى بر نفى مبدء و معاد نداشتند و تنها جهل و بيخبرى ناشى از خرافات و عادت به مذهب نياكان سد راهشان بود . و يا جهل به اسرار احكام . جهل به مفهوم بعضى از آيات متشابه . جهل به مفهوم حروف مقطعه . و جهل به درسهاى عبرتانگيزى كه هدف نهايى ذكر تاريخ پيشينيان بوده است . مجموع اين جهالتها و بيخبريها ، آنها را وادار به انكار و تكذيب مىكرد . در حالى كه هنوز تاويل و تفسير و واقعيت مسائل مجهول براى آنها روشن نشده بود « ( * ( وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُه ) * ) . « تاويل » در اصل لغت به معنى بازگشت دادن چيزى است ، و بنا بر اين هر كار يا سخنى به هدف نهايى برسد ، مىگوئيم تاويل آن آمده است ، به همين دليل بيان هدف اصلى يك اقدام ، و يا تفسير واقعى يك سخن ، و يا تفسير و نتيجه و پايان يك خواب ، و يا تحقق يافتن واقعيت يك مطلب ، همه اينها تاويل ناميده مىشود ( در اين باره در جلد دوم صفحه 324 به طور مشروح سخن گفته‌ايم ) . قرآن سپس اضافه مىكند كه اين روش نادرست ، منحصر به مشركان عصر جاهليت نيست بلكه « اقوام گمراه گذشته نيز به همين گرفتارى مبتلا بودند ، آنها نيز بدون اينكه تحقيق در شناخت واقعيتها بكنند و يا انتظار براى تحقق