سوى نيويورك مىپيموديم ، مسافران كشتى 120 مرد و زن بود ، و كسى در ميان مسافران جز ما مسلمان نبود ، روز جمعه به اين فكر افتاديم كه نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر روى كشتى انجام دهيم ، و ما علاوه بر اقامه فريضه مذهبى مايل بوديم يك حماسه اسلامى در مقابل يك مبشر مسيحى كه در داخل كشتى نيز دست از برنامه تبليغاتى خود بر نمىداشت ، بيافرينيم ، بخصوص كه او حتى مايل بود ما را هم به مسيحيت تبليغ كند ! .
ناخداى كشتى كه يك نفر انگليسى بود موافقت كرد كه ما نماز جماعت را در صفحه كشتى تشكيل دهيم ، و به كاركنان كشتى نيز كه همه از مسلمانان آفريقا بودند نيز اجازه داده شد كه با ما نماز بخوانند ، و آنها از اين جريان بسيار خوشحال شدند زيرا اين نخستين بارى بود كه نماز جمعه بر روى كشتى انجام مىگرفت ! من ( سيد قطب ) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اينكه مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام اين فريضه اسلامى بودند .
پس از پايان نماز گروه زيادى از آنها نزد ما آمدند ، و اين موفقيت را به ما تبريك گفتند ، ولى در ميان اين گروه خانمى بود كه بعدا فهميديم يك زن مسيحى يوگسلاوى است كه از جهنم « تيتو » و كمونيسم او ، فرار كرده است ! .
او فوق العاده تحت تاثير نماز ما قرار گرفته بود به حدى كه اشك از چشمانش سرازير بود و قادر به كنترل خويشتن نبود .
او به زبان انگليسى ساده و آميخته با تاثر شديد و خضوع و خشوع خاصى سخن مىگفت ، و از جمله سخنانش اين بود ، بگوئيد ببينم كشيش شما با چه لغتى سخن مىگفت ( او فكر مىكرد كه حتما بايد كشيش يا يك مرد روحانى اقامه نماز كند آن چنان كه در نزد مسيحيان است ، ولى ما به زودى به او حالى كرديم كه اين برنامه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٣