فكرى و علمى .
اما قرآن يك سخن گفتن طبيعى است و ناچار تابع سبك زيبا و بليغ سخن گفتن بشر ، و در نتيجه رعايت كوتاهى و بلندى آيات نيز به تناسب مفاهيم .
اما اگر قبول كنيم كه اين كلام در عين حال كه يك كتاب است يك طبيعت نيز هست ، بايد اين كوتاهى و بلندى بى حساب نباشد و طبق يك قاعده دقيق علمى از آيات كوتاه آغاز كند و يك نواخت و تصاعدى رو به آيات بلند رود ، بر اين اساس بايد طول هر آيه اى كوتاه تر از آيه نازل شده سال بعد و بلندتر از آيه نازل شده سال پيش باشد ، و اندازه اين طولانى شدن اندازههاى دقيق و حساب شده باشد ، بنا بر اين در طول 23 سال كه وحى نازل مىشده است ، بايد 23 طول معدل در آيات داشته باشيم ! بر اين قاعده مىتوانيم 23 ستون داشته باشيم كه همه آيات بر حسب طول در اين ستونها تقسيمبندى شود ، حال از كجا مىتوانيم بفهميم كه اين تقسيمبنديها درست است ؟ مىدانيم كه شان نزول بعضى از آيات قرآن معلوم است برخى را روايات تاريخى معين كرده و صريحا گفته كه در چه سال نازل شده است ، و برخى را از روى مفاهيم آن مىتوان تعيين كرد : مثلا آياتى كه احكامى چون تغيير قبله ، حرمت شراب ، وضع حجاب ، زكات و خمس را بيان مىكند و آياتى كه از « هجرت » سخن مىگويند سال تعيين اين احكام معلوم است .
با شگفتى فوق العاده مىبينيم كه اين آيات - كه سال نزولشان معلوم است - درست در همان ستونهايى قرار مىگيرند كه در اين جدول از نظر معدل طول آيات ويژه هر سال فرض شدهاند ! ( دقت كنيد ) .
آنچه جالبتر است پيدا شدن دو سه مورد استثنايى است . به اين معنى كه سوره « مائده » آخرين سوره بزرگ نازل شده است ، در حالى كه چند آيه از آن طبق فرمول ، بايد در سالهاى اوليه نازل شده باشد . پس از تحقيق در متون تفاسير و
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩١