و از اينجا روشن مىشود كسانى كه اين گونه آيات قرآن را دليل بر عدم تحريف تورات و انجيل گرفتهاند در اشتباهند زيرا قرآن مندرجات اين كتب را كه در عصر نزول قرآن وجود داشتند ، تصديق نمىكند بلكه نشانه هايى كه از پيامبر ص و قرآن در اين كتب بوده مورد تاييد قرار داده است ( دقت كنيد ) در اين زمينه توضيحات بيشترى در جلد اول تفسير نمونه ذيل آيه 41 سوره بقره بيان گرديد .
سپس دليل ديگرى بر اصالت اين وحى آسمانى ذكر كرده مىگويد : « در اين قرآن شرح كتب اصيل انبياء پيشين و بيان احكام اساسى و عقائد اصولى آنها است و به همين دليل شكى در آن نيست كه از طرف پروردگار عالميان است » ( * ( وَتَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيه مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ) .
و به تعبير ديگر هيچگونه تضادى با برنامه انبيا گذشته ندارد ، بلكه تكامل آن تعليمات و برنامهها در آن ديده مىشود ، و اگر اين قرآن مجعول بود حتما مخالف و مباين آنها بود .
و از اينجا مىدانيم كه در اصول مسائل چه در عقائد دينى و چه در برنامههاى اجتماعى ، و حفظ حقوق ، و مبارزه با جهل ، و دعوت به حق و عدالت و همچنين زنده كردن ارزشهاى اخلاقى و مانند اينها هيچگونه اختلافى در ميان كتب آسمانى نيست جز اينكه هر كتابى كه بعدا نازل شده ، در سطحى بالاتر و كاملتر بوده ، همچون سطوح مختلف تعليمات در دبستان و دبيرستان و دانشگاه ، تا به كتاب نهايى كه مخصوص دوران پايان تحصيل دينى امتها است يعنى قرآن رسيده است .
شك نيست كه در جزئيات احكام و شاخ و برگها تفاوت در ميان اديان و مذاهب آسمانى وجود دارد ولى سخن از اصول اساسى آنها است كه همه جا هماهنگ است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٨