و مانند آن مخصوص مسائلى است كه در پرده ابهام باقى مانده و نياز به تبيين و روشنگرى دارد ، و مسلما مستقلات عقلى را شامل نمىشود ، زيرا زشتى ظلم و خوبى عدالت موضوع مبهمى نيست كه نياز به تبيين داشته باشد .
كسانى كه چنين مىگويند توجه ندارند كه اگر اين سخن درست باشد هيچ لزومى ندارد كه مردم به نداى پيامبران پاسخ گويند و براى پى بردن به صدق آنها به مطالعه در دعوت مدعى نبوت و معجزاتش بپردازد : چرا كه هنوز صدق پيامبر و حكم الهى براى آنان روشن نشده ، بنا بر اين لزومى ندارد كه ادعاى آنان را مورد بررسى قرار دهند .
لذا همانگونه كه وجوب بررسى دعوت مدعيان نبوت به حكم عقل و فرمان خرد است ، و به اصطلاح از مستقلات عقليه مىباشد ، ساير مسائلى را كه عقل و خرد آنها را به روشنى درك مىكند نيز واجب الاتباع است .
شاهد اين سخن تعبيرى است كه در بعضى از احاديث كه از طرق اهل بيت ع وارد شده استفاده و به چشم مىخورد ، در كتاب توحيد از امام صادق ع مىخوانيم :
كه در تفسير اين آيه فرمود : حتى يعرفهم ما يرضيه و ما يسخطه يعنى خداوند كسى را مجازات نمىكند تا آن زمانى كه به آنها بفهماند و معرفى كند كه چه چيزها موجب خشنودى او است و چه چيزها موجب خشم و غضب او ( 1 ) .
و به هر حال اين آيه و مانند آن پايه اى براى يك قانون كلى اصولى محسوب مىشود كه ما دام كه دليلى بر وجوب يا حرمت چيزى نداشته باشيم هيچگونه مسئوليتى در برابر آن نداريم ، و به تعبير ديگر همه چيز براى ما مجاز است مگر آنكه دليلى بر وجوب يا تحريم آن اقامه شود ، و اين همانست كه نام آن را « اصل برائت » مىگذارند .
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد دوم صفحه 276 .