كه به مسلمانان در اين جنگ رسيد نازل شده ، اين مشكلات به قدرى بود كه گروهى تصميم به بازگشت گرفتند اما لطف و توفيق الهى شامل حالشان شد ، و هم چنان پا بر جا ماندند .
از جمله كسانى كه مىگويند آيه در مورد او نازل شده « ابو حيثمه » است ، كه از ياران پيامبر ص بود ، نه از منافقان ، ولى بر اثر سستى از حركت به سوى ميدان تبوك به اتفاق پيامبر ص خوددارى كرد .
ده روز از اين واقعه گذشت . هوا گرم و سوزان بود ، روزى نزد همسران خود آمد ، در حالى كه سايبانهاى او را مرتب و آماده و آب خنك مهيا و طعام خوبى فراهم ساخته بودند ، او ناگهان در فكر فرو رفت و به ياد پيشواى خود پيامبر ص افتاد و گفت : رسول خدا ص كه هيچ گناهى ندارد و خداوند گذشته و آينده او را تضمين فرموده ، در ميان بادهاى سوزان بيابان اسلحه به دوش گرفته ، و رنج اين سفر دشوار را بر خود تحمل كرده ، ابو حيثمه را ببين كه در سايه خنك و كنار غذاى آماده و زنان زيبا قرار گرفته است ، اين انصاف نيست .
سپس رو به همسران خود كرد و گفت به خدا قسم با هيچكدام از شما يك كلمه سخن نمىگويم ، و در زير اين سايبان قرار نمىگيرم ، تا به پيامبر ص ملحق شوم ، اين سخن را گفت و زاد و توشه برگرفت و بر شتر خود سوار شد و حركت ، كرد ، هر قدر همسرانش خواستند با او سخن بگويند او كلمه اى بر زبان جارى نكرد ، و هم چنان به حركت ادامه داد تا به نزديكى تبوك رسيد .
مسلمانان به يكديگر مىگفتند : اين سوارى است كه از كنار جاده مىگذرد اما پيامبر ص فرمود اى سوار ! ابو حيثمه باشى بهتر است .
هنگامى كه نزديك شد و مردم او را شناختند گفتند آرى ابو حيثمه است ، شتر خود را بر زمين خواباند و به پيامبر ص سلام گفت ، و ماجراى خويش را بازگو كرد ، پيامبر ص به او خوشآمد گفت و براى او دعا فرمود .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٨