بگذارد ، ولى در بعضى از كتب ديگر مىخوانيم كه او با هرقل تماس گرفت و به وعدههاى او دلگرم شد ! .
به هر حال او پيش از آنكه بميرد نامه اى براى منافقان مدينه نوشت و به آنها نويد داد كه با لشكرى از روم به كمكشان خواهد آمد ، مخصوصا توصيه و تاكيد كرد كه مركزى براى او در مدينه بسازند تا كانون فعاليتهاى آينده او باشد .
ولى از آنجا كه ساختن چنين مركزى در مدينه بنام دشمنان اسلام عملا امكانپذير نبود منافقان بهتر اين ديدند كه در زير نقاب مسجد ، و به عنوان كمك به بيماران و معذوران ، اين برنامه را عملى سازند .
سر انجام مسجد ساخته شد و حتى مىگويند جوانى آشنا به قرآن را از ميان مسلمانان بنام « مجمع بن حارثه » ( يا مجمع بن جاريه ) به امامت مسجد برگزيدند .
ولى وحى الهى پرده از روى كار آنها برداشت و شايد اينكه پيامبر ص قبل از رفتن به تبوك دستور نداد شدت عمل در مقابل آنها به خرج دهند براى اين بوده كه هم وضع كار آنها روشنتر شود ، و هم در سفر تبوك ناراحتى فكرى ديگرى از اين ناحيه نداشته باشد .
هر چه بود پيامبر ص نه تنها در آن مسجد نماز نگزارد ، بلكه همانگونه كه گفتيم بعضى از مسلمانان ( مالك بن دخشم ، و معنى بن عدى ، و عامر بن سكر ، يا عاصم بن عدى ) را ماموريت داد كه مسجد را بسوزانند و ويران كنند ، آنها چنين كردند نخست به وسيله آتش سقف مسجد را سوزاندند و بعد ديوارها را ويران ساختند و سر انجام محل آن را مركزى براى ريختن زبالهها قرار دادند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، و تفسير ابو الفتوح رازى ، و تفسير المنار ، و تفسير الميزان ، و تفسير نور الثقلين و كتب ديگر .