دشمن نداشت ( اين سخن را فخر رازى در تفسيرش ذيل آيه فوق آورده است ) .
و اين براستى عجيب است و در واقع ايرادى است بر شخص پيامبر ص زيرا مىدانيم هنگامى كه در يوم الدار پيامبر ص اسلام را به عشيره و طايفه خود عرضه داشت هيچكس آن را نپذيرفت جز على ع كه برخاست و اعلام اسلام نمود ، پيامبر ص اسلامش را پذيرفت ، و حتى اعلام كرد كه تو برادر و وصى و خليفه منى ! . و اين حديث را كه گروهى از حافظان حديث از شيعه و سنى در كتب صحاح و مسانيد ، و همچنين گروهى از مورخان اسلام نقل كرده و بر آن تكيه نمودهاند نشان مىدهد كه نه تنها پيامبر ص اسلام على ع را در آن سن و سال كم ، پذيرفت بلكه او را به عنوان برادر و وصى و جانشين خود معرفى نمود ( 1 ) .
و گاهى به اين تعبير كه خديجه نخستين مسلمان از زنان و ابو بكر نخستين مسلمان از مردان و على ع نخستين مسلمان از كودكان بود ، خواستهاند از اهميت آن بكاهند ( اين تعبير را مفسر معروف و متعصب ، نويسنده المنار ذيل آيه مورد بحث ذكر كرده است ) .
در حالى كه اولا همانگونه كه گفتيم كمى سن على ع در آن روز به هيچوجه از اهميت موضوع نمىكاهد ، بخصوص اينكه قرآن در باره حضرت يحيى صريحا مىگويد : وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا ( 2 ) : « ما فرمان را به او در حال كودكى داديم » .
هامش
( 1 ) اين حديث به عبارات مختلف نقل شده و آنچه در بالا آورديم عبارتى است كه ابو جعفر اسكافى در كتاب « نهج العثمانيه » ، و « برهان الدين در انباء نجباء الانباء » و ابن اثير در « كامل » و بعضى ديگر نقل كردهاند ( براى توضيح بيشتر به جلد دوم الغدير عربى صفحه 278 تا 286 مراجعه كنيد ) .
( 2 ) سوره مريم آيه 12 .