اسلام قلمداد كند ، در اشتباه است . بلكه دعوى او صحيح نيست اگر ادّعا كند كه هر يك از بخشهاى آن صحّت دارد .
پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء « ابن صياد » اظهار شبهه نمود و حتى « عمر » سوگند ياد كرد كه او دجّال است ، ولى او بعدها اسلام آورد و در حرمين زندگى كرد و بر دين اسلام وفات يافت و مسلمانان بر او نماز گزاردند . پس از اين ، اكنون چه مجالى مىماند تا مردم همچنان نسبت به ابن صياد و دجّال بودن او اظهار شبهه نمايند ؟ ! پيامبر صلى الله عليه و آله « تميمدارى » را تصديق كرد يا دستكم در بيان خود ، او را تكذيب نكرد ، و آيا عدم ظهور چنين شخصى كه « تميمدارى » او را در جزيرهء زندانى ديده است - تا به امروز ! - دليل كافى بر اين نيست كه آن مرد در خبر دادن به تميمدارى به اينكه او دجّال است ! راستگو نبوده ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله بيم آن داشت كه دجّال در زمان وى يا در زمانى نزديك به وى ظاهر شود ، ولى آيا اين واقعيّت ندارد كه امروز سيزده و نيم قرن از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله سپرى شده و هنوز دجّال ظاهر نشده است ؟
بهنظر مىرسد كه نقل تمام اين مسائل ، آن هم بهعنوان اعتقادات اسلامى ، عرضه و معرفى صحيح اسلام نيست و نمىتوان گفت كه مفهوم حديث بهدرستى درك شده است .
چنانكه قبلًا نيز گفتم ، واقعيت اين است كه اگر چنين فردى طبق قياس يا گمان پيامبر صلى الله عليه و آله ظاهر نشود ، نه بر منصب نبوت خدشهاى وارد مىشود و نه در اعتقاد به عصمت پيامبران . اصولًا در شريعت نيز به ما تكليف نشده كه حتماً بايد به چنين امورى ايمان بياوريم !
اين واقعيتِ اساسى را پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خود در حديث « نحل » بيان فرموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . مجلهء « ترجمان القرآن » - به زبان اردو - شماره مورخ فوريه 1946 ميلادى و ترجمه عربى آن مندرج در مجلهء المنصوره چاپ لاهور ، مورخ دسامبر 1991 ميلادى هر دو مجله ارگان « جماعت اسلامى » پاكستان مىباشد .