كردهاند . بنابراين مسئله مهدى آشكار و روشن و احاديث درباره آن فراوان 8 بلكه متواتر و مستحكم است ، و از اهل علم بسيار كسان « تواتر » آن را بازگو كردهاند .
همچنان كه استاد در اين سخنرانى اظهار داشتند به علت كثرت طرق اختلاف مخارج ، گويندگان ، راويان و الفاظ اين احاديث تواتر معنوى دارد ، بنابراين به حق دلالت دارد كه مسئلهء اين شخص موعود ، ثابت و خروجش حق است و او " محمدبن عبداللَّه العلوى از ذريهء حسنبن علىبن ابىطالب " ( رضى اللَّه عنه ) است . اين امام كه از الطاف خداى عزوجل به اين امت در آخرالزمان است ، ظهور مىكند و داد و حق را برپا مىدارد و از ظلم و بيداد جلوگيرى مىكند ، و خدا بهوسيلهء او سايه لواى حق را بر اين امت در راه عدالت ، هدايت و راهنمايى مردمان ، مىگستراند .
من بر بسيارى از احاديثى كه ايشان نقل كردند ، آگاهى دارم و در ميان آنها همچنان كه « الشوكانى » و « ابن قيم » و ديگران گفتهاند ، صحيح و حسن و ضعيف منجبر و اخبار جعلى يافتهام . اما از اين ميان آنچه سند آن محكم است ، ما را بس ! ، حال چه خود « صحيح » باشد يا براى اسناد حديث ديگرى صحّت مىيابد و چه خود « حسن » باشد ، يا براى اسناد حديث ديگرى « حُسن » مىيابد ، و به همين ترتيب احاديث ضعيف اگر منجبر گردد و يكديگر را استحكام بخشد ، نزد اهل علم « حجت » است ، زيرا آنچه نزد آنان پذيرفته شده بر چهار قسم است : خود صحيح است يا به پشتوانه ديگر صحيح است . يا خود « حسن » دارد يا به سبب ديگرى « حسن » محسوب مىگردد و اين سواى « متواتر » است . اما « متواتر » تمامش پذيرفته است ؛ لفظى باشد يا معنوى .
احاديث « مهدى » از قسم « متواتر معنوى » است . بنابراين تواتر آن از جهت گوناگونى الفاظ ، معانى ، كثرت طرق و تعدد مخارج مقبول مىگردد و اهل علمِ مورد اعتماد ، بر ثبوت و تواتر آن ، نظر دادهاند و ما ديدهايم كه اهل علم ، چيزهاى فراوانى را با كمتر از اين ثابت كردهاند و حق اين است كه جمهور اهل علم بر سر ثبوت مسئله مهدى اتفاق نظر دارند و اينكه او حق است و در آخرالزمان ظهور خواهد نمود ، اگر كسى از اهل علم نظرى خلاف اين گفته باشد ، سخن او مورد اعتنا نيست . در مورد گفتهء الحافظ اسماعيل بن كثير در كتاب التفسير خود در سوره « مائده » هنگام بيان اسامى « نُقبا » و
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٣٣