10 . سخن پايانى
احاديث فراوان دربارهء مهدى ، كه مؤلفان درباره آن نوشتهاند ، و متواتر بودن آن را گروهى بازگو كردهاند و اهل سنت و جماعتى وجوب آن را باور دارند ، بىشك بر واقعيتى ثابت دلالت دارد . با توجه به كثرت اين احاديث و تعدد طرق و اثبات آن در نوشتههاى اهل سنت هرگز نمىتوان گفت كه مدلول آن احاديث حقيقت ندارد ، مگر از سوى افراد نادان يا مغرور يا كسى كه در طرق و اسانيد آن امعان نظر نكرده و به سخنان اهل علم كه گفتارشان مورد اعتماد است واقف نبوده است . به علاوه ، تصديق اين احاديث جزو اعتقاد به نبوت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است ، زيرا تصديق آنچه او از آن خبر داده ، جزو ايمان به او و ايمان به غيب است كه خداوند در قرآن كريم فرمود : « الم * ذ لِكَ الْكِتابُ لَارَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنونَ بِالْغَيبِ » . خداوند ، مؤمنان را به علت ايمان به غيب ستوده است .
اعتقاد به تقدير نيز جزو ايمان است ؛ زيرا آگاهى مردم از آنچه خداوند « تقدير » فرموده ، دو راه دارد :
الف ) وقوع آن چيز . بنابراين از هر چه بوده و اتفاق افتاده ، درمىيابيم كه خداوند آن را « اراده » كرده است ، زيرا هيچ چيز وجود نمىيابد و وقوع نمىپذيرد مگر آن كه خداوند بخواهد و اراده كند ، و آنچه خدا خواسته ، هست و آنچه خدا نخواسته ، نيست .
ب ) خبردادن از مسألهاى كه در گذشته اتفاق افتاده و مسألهاى كه در آينده بهوقوع مىپيوندد ، پيش از وقوع آن از سوى كسى ( پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) كه از سر هوا و هوس سخن نمىگويد . بنابراين هر چه ثابت شده كه ايشان از اخبار گذشته فرمودند ، دانستيم كه به همان صورت اتفاق افتاده و هر چه ايشان از وقوع آن در آينده خبر دادهاند ، مىدانيم كه خدا آن را خواسته است . به هرحال بايد به همان نحوى كه پيامبر خبر داده ، واقع شود . مانند اخبار ايشان دربارهء نزول عيسى عليه السلام در آخرالزمان و ظهور « مهدى » و خروج « دجال » و ديگر خبرها . بنابراين انكار حديث مهدى و يا ترديد روا