را انجام دهد آن قسم نيز بى ارزش است ، و وفاى به آن لازم نيست - احتمال دارد كه مفهوم لغو در آيه فوق مفهوم وسيعى باشد و حتى اين گونه قسم را نيز شامل شود - قسم دوم از سوگندها ، سوگندهايى است كه از روى اراده و تصميم و به طور جدى ياد مىشود ، در باره اين نوع قسمها ، قرآن در آيه فوق چنين مىگويد :
« خداوند شما را در برابر چنين سوگندهايى كه گره آن را محكم كردهايد مؤاخذه مىكند و شما را موظف به عمل كردن به آن مىسازد » ( * ( وَلكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الأَيْمانَ ) * ) كلمه « عقد » همانطور كه در آغاز سوره مائده گفتيم در اصل به معنى جمع كردن اطراف يك چيز محكم است و به همين جهت گره زدن دو سر طناب را « عقد » مىگويند ، و گاهى به همين مناسبت در امور معنوى نيز به كار مىرود و هر گونه پيمان محكمى را عقد نيز مىگويند ، در آيه فوق منظور از عقد ايمان ( بستن سوگندها ) همان تصميم جدى بر كارى است كه بر طبق سوگند انجام مىگيرد .
البته جدى بودن سوگند بتنهايى براى صحت آن كافى نيست بلكه همانطور كه در بالا اشاره شد بايد محتواى سوگند لا اقل يك امر مباح بوده باشد و بايد دانست كه سوگند جز بنام خدا معتبر نيست .
بنا بر اين اگر كسى بنام خدا سوگند ياد كند كه عمل نيك يا لا اقل عمل مباحى را انجام دهد ، واجب است به سوگند خود عمل كند و اگر آن را شكست كفاره دارد .
و كفاره قسم همان است كه در ذيل آيه مورد بحث بيان شده :
« كفاره چنين سوگندى يكى از سه چيز است :
نخست اطعام ده نفر مسكين ( * ( فَكَفَّارَتُه إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ ) * ) منتها براى اينكه بعضى از اطلاق اين حكم چنين استفاده نكنند كه مىتوان از هر نوع غذاى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٤