و عشيره خود و حتى در ميان مردم مكه داشت ، به ملاحظه شجاعت فوق العاده حمزه از نشان دادن عكس العمل خوددارى كرد .
سپس حمزه به سراغ پيامبر ص آمد و اسلام را پذيرفت و از آن روز رسما به عنوان يك افسر رشيد اسلام ، تا واپسين دم عمر ، از اين آئين آسمانى دفاع مىكرد .
آيه فوق در باره اين حادثه نازل گرديد و وضع ايمان حمزه و پافشارى ابو جهل را در كفر و فساد مشخص ساخت .
از بعضى روايات نيز استفاده مىشود كه آيه در مورد ايمان آوردن عمار ياسر و اصرار ابو جهل در كفر نازل گرديده است و در هر حال اين آيه همانند آيات ديگر قرآن اختصاص به مورد نزول خود ندارد و داراى مفهوم وسيعى است كه در مورد هر مؤمن راستين ، و هر بى ايمان لجوج ، صادق است .
تفسير : ايمان و روشنبينى :
ارتباط اين آيات با آيات قبل از اين نظر است كه در آيات گذشته اشاره به دو دسته : مؤمن خالص و كافر لجوج كه نه تنها ايمان نمىآورد بلكه براى گمراه ساختن ديگران نيز سخت مىكوشد ، شده بود ، در اينجا نيز با ذكر دو مثال جالب و روشن وضع اين دو طايفه مجسم گرديده است .
نخست اينكه افرادى را كه در گمراهى بودهاند ، سپس با پذيرش حق و ايمان تغيير مسير دادهاند تشبيه به مرده اى مىكند كه به اراده و فرمان خدا زنده شده است ( * ( أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه ) * ) .
كرارا در قرآن « مرگ » و « حيات » به معنى مرگ و حيات معنوى ، و كفر و ايمان ، آمده است و اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه ايمان يك عقيده