شده ، اما « ابليس » اسم خاص براى شيطانى است كه در برابر آدم ع قرار گرفت و در حقيقت رئيس همه شياطين است ! : بنا بر اين شيطان اسم جنس و ابليس اسم خاص ( علم ) است ( 1 ) .
3 - * ( زُخْرُفَ الْقَوْلِ ) * به معنى سخنان فريبنده است كه ظاهرى جالب و باطنى زشت و بد دارد و غرور به معنى اغفال كردن است ( 2 ) .
4 - تعبير به وحى در آيه بالا اشاره لطيفى است به اين حقيقت كه آنها در گفتار و اعمال شيطانى خود نقشههاى اسرار آميز دارند كه محرمانه به يكديگر القاء مىكنند ، تا مردم از كار آنها آگاه نشوند ، و طرحهاى آنها كاملا پياده شود ، زيرا يكى از معانى « وحى » در لغت سخنان آهسته و در گوشى است .
در آيه بعد نتيجه تلقينات و تبليغات فريبنده شياطين را چنين بازگو مىكند :
كه « سرانجام كار آنها اين خواهد شد كه افراد بىايمان يعنى آنها كه به روز رستاخيز عقيده ندارند به سخنان آنها گوش فرا دهند و دلهايشان به آن متمايل گردد » ( * ( وَلِتَصْغى إِلَيْه أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ ) * ) ( 3 ) .
هامش
( 1 ) در اين زمينه در جلد اول تفسير نمونه صفحه 135 نيز بحثى داشتيم .
( 2 ) بايد توجه داشت كه زخرف در اصل به معنى زينت و همچنين به معنى طلا كه وسيله زينت است آمده ، سپس به سخنان فريبنده كه ظاهرى زيبا دارد نيز « زخرف » و « مزخرف » گفته شده است .
( 3 ) در مورد تركيب آيه و اينكه جمله * ( وَلِتَصْغى ) * به چه چيز عطف شده ميان مفسران گفتگو است ، آنچه بيشتر با مفهوم آيه مناسب است ، اين است كه اين جمله عطف بر يوحى بوده باشد و « لام » آن « لام عاقبت » است ، يعنى سرانجام كار شياطين اين خواهد بود كه سخنان فريبنده به يكديگر مىگويند و افراد بىايمان به آن متمايل مىشوند ، و ممكن است عطف بر محل غرورا كه مفعول لاجله است بوده باشد يعنى « ليغتروا و لتصغى » ( زيرا در مرحله اول انسان فريب مىخورد و سپس تمايل پيدا مىكند ) ( دقت كنيد ) .