تفسير : وظيفه تو اجبار كردن نيست
اين آيات در حقيقت يك نوع خلاصه و نتيجه گيرى از آيات گذشته است .
نخست مىگويد : « دلائل و نشانههاى روشن در زمينه توحيد و خداشناسى و نفى هر گونه شرك كه مايه بصيرت و بينايى است براى شما آمد » ( * ( قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ ) * ) .
« بصائر » جمع « بصيرة » از ماده « بصر » به معنى ديدن است ، ولى معمولا در بينش فكرى و عقلانى به كار برده مىشود ، و گاهى به تمام امورى كه باعث درك و فهم مطلب است ، اطلاق مىگردد ، و در آيه فوق به معنى دليل و شاهد و گواه آمده است و مجموعه دلائلى را كه در آيات گذشته در زمينه خداشناسى گفته شد در بر مىگيرد بلكه مجموع قرآن در آن داخل است .
سپس براى اينكه روشن سازد اين دلائل به قدر كافى حقيقت را آشكار مىسازد و جنبه منطقى دارد ، مىگويد : « آنهايى كه به وسيله اين دلائل چهره حقيقت را بنگرند به سود خود گام برداشتهاند ، و آنها كه همچون نابينايان از مشاهده آن خود را محروم سازند به زيان خود عمل كردهاند » ( * ( فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِه وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها ) * ) .
و در پايان آيه از زبان پيغمبر ص مىگويد : « من نگاهبان و حافظ شما نيستم » ( * ( وَما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ ) * ) .
در اينكه منظور از اين جمله چيست ، مفسران دو احتمال دادهاند ، نخست اينكه من حافظ اعمال و مراقب و مسئول كارهاى شما نيستم ، بلكه خداوند همه را نگاهدارى مىكند و پاداش و كيفر هر كس را خواهد داد ، وظيفه من تنها ابلاغ رسالت و تلاش و كوشش هر چه بيشتر در راه هدايت مردم است .