ديگر اينكه : من مامور و نگاهبان شما نيستيم ، كه با جبر و زور شما را به ايمان دعوت كنم ، بلكه تنها وظيفه من بيان منطقى حقايق است و تصميم نهايى با خود شما است .
و مانعى ندارد كه هر دو معنى از اين كلمه ، اراده شود .
در آيه بعد براى تاكيد اين موضوع كه تصميم نهايى در انتخاب راه حق و باطل با خود مردم است ، مىگويد : « اين چنين ما آيات و دلائل را در شكلهاى گوناگون و قيافههاى مختلف بيان كرديم » ( * ( وَكَذلِكَ نُصَرِّفُ الآياتِ ) * ) ( 1 ) .
ولى جمعى به مخالفت برخاستند و بدون مطالعه و هيچگونه دليل ، گفتند « اين درسها را از ديگران ( از يهود و نصارى و كتابهاى آنها ) فرا گرفته اى » ( * ( وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ ) * ) ( 2 ) .
ولى « جمع ديگرى كه آمادگى پذيرش حق را دارند ، و صاحب بصيرتند و عالم و آگاهند ، بوسيله آن چهره حقيقت را مىبينند و مىپذيرند » ( * ( وَلِنُبَيِّنَه لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * ) .
تهمت به پيامبر ص از نظر فراگيرى تعليماتش از يهود و نصارى ، مطلبى است كه بارها از طرف مشركان عنوان شد و هنوز هم مخالفان لجوج آن را تعقيب
هامش
( 1 ) « نصرف » از ماده « تصريف » به معنى دگرگون ساختن و به اشكال مختلف درآوردن است ، اشاره به اينكه آيات قرآن با لحنهاى متفاوت و با استفاده از تمام وسائل نفوذ روانى ، براى كسانى كه در سطوح مختلف از نظر فكر و عقيده و ساير جنبههاى اجتماعى و روانى قرار دارند ، نازل شده است .
( 2 ) لام ليقولوا به اصطلاح « لام عاقبت » است كه براى بيان سرانجام و عاقبت چيزى آورده مىشود ولى هدف اصلى آن نبوده است و « درست » ( از ماده « درس » به معنى فراگيرى است و اين تهمتى بود كه مشركان به پيامبر ص مىزدند .