را در اباطيل و لجاجت و بازيگرى خود رها سازد « زيرا آنها جمعيتى هستند كه كتاب الهى و آيات او را به بازى گرفتهاند . ( * ( قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ) * ) اكنون اگر اين آيه در مدينه نازل شده باشد ، و روى سخن به يهود باشد معنى آن چنين است : كه جمعى از يهود منكر نزول كتاب آسمانى بر تمام پيامبران بودند آيا چنين چيزى ممكن است ؟ كه يهود و پيروان تورات ، نزول كتاب آسمانى را انكار كنند ؟ اگر تعجب نكنيد آرى ، و با توجه به يك مطلب نكته اين موضوع روشن مىشود ، زيرا چنان كه كتب عهد جديد ( اناجيل ) و عهد قديم ( تورات و كتابهاى وابسته به آن ) را به دقت بررسى كنيم خواهيم ديد كه اين كتابها هيچكدام لحن آسمانى ندارد ، يعنى جنبه خطاب خداوند به بشر در آنها نيست ، بلكه به خوبى از آنها استفاده مىشود كه اينها از زبان شاگردان و غير شاگردان از پيروان آئين موسى ع و مسيح ع به شكل تاريخ و شرح زندگى نوشته شده است و ظاهرا يهود و مسيحيان كنونى نيز اين مطلب را انكار نمىكنند زيرا داستان مرگ موسى و عيسى و حوادث زيادى مربوط به زمانهاى بعد از آن در اين كتابها آمده است ، نه به عنوان پيشبينى بلكه به عنوان خبرى از گذشته ، آيا چنين كتابى امكان دارد بر موسى و عيسى نازل شده باشد .
منتها مسيحيان و يهوديان عقيده دارند كه اين كتابها چون به دست انسانهايى نوشته شده كه از وحى آسمانى با خبر بودند كتاب مقدس و قابل اعتماد و خالى از اشتباه محسوب مىشود .
با توجه به اين نكته روشن مىشود كه چرا آنها از لحن قرآن كه به شكل خطاب خدا به پيامبر و بندگان است تعجب مىكردند ، و در شان نزول فوق نيز خوانديم كه آنها با تعجب از آن حضرت پرسيدند آيا خداوند كتاب آسمانى نازل كرده ؟ و سپس اين موضوع را بطور كلى انكار كردند كه هيچ كتابى از ناحيه خدا بر هيچ انسانى حتى موسى نازل نشده است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٩