حقيقتى را درك كردند براى دگران بازگو كنند . و چون ظلمت خود خواهى و خود پرستى و لجاجت و جهل گرداگرد آنها را فرا گرفته ، نمىتوانند چهره حقايق را ببينند و به اين ترتيب از اين سه نعمت بزرگ ( شنيدن و ديدن و گفتن ) كه انسان را با دنياى خارج مربوط مىسازد محرومند .
بعضى از مفسران معتقدند كه منظور از افراد كر مقلدينى هستند كه بدون چون و چرا از رهبران گمراهى تبعيت مىكنند و گوش خود را بستهاند كه صداى رهبران الهى را نمىشنوند ، و منظور از افراد گنگ همان رهبران گمراه هستند كه حقايق را به خوبى درك مىكنند ، اما براى حفظ موقعيت و منافع مادى خويش مهر سكوت بر لب زدهاند و هر دو دسته در ظلمت جهل و خود پرستى گرفتارند ( 1 ) .
و بدنبال آن مىفرمايد : « خداوند هر كس را بخواهد گمراه مىكند و هر كس را بخواهد بر جاده مستقيم قرار ميدهد » ( من يشاء * ( اللَّه يُضْلِلْه وَمَنْ ) * يشاء * ( يَجْعَلْه عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * ) .
سابقا گفتهايم نسبت دادن هدايت و ضلالت به مشيت و اراده خدا موضوعى است كه آيات ديگر قرآن آن را به خوبى تفسير مىكنند ، در يك جا ميخوانيم يُضِلُّ اللَّه الظَّالِمِينَ « خداوند ستمگران را گمراه مىكند » و در جاى ديگر وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا الْفاسِقِينَ « تنها فاسقان را گمراه مىكند » و در جاى ديگر وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا « كسانى كه در راه ما مجاهده كنند آنها را به راههاى مستقيم خود هدايت خواهم كرد » از اين آيات و آيات ديگر قرآن به خوبى استفاده مىشود كه هدايتها و ضلالتهايى كه در اين موارد به اراده خدا نسبت داده شده است در حقيقت پاداش و كيفرهايى است كه در مقابل انجام اعمال نيك و بد به بندگان مىدهد و به تعبير روشنتر گاهى اعمال فوق العاده زشتى از انسان سر مىزند كه بر اثر آن تاريكى وحشتناكى روح او را احاطه خواهد كرد ، چشمان حقيقت بين از او گرفته مىشود ، و گوش او صداى حق را نمىشنود ،
هامش
( 1 ) الميزان جلد هفتم صفحه 84 .