تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
اخنس گفت : من نيز به خدا سوگند چنين احساس مىكنم ، سپس برخاست و به سراغ ابو جهل آمد و همين سؤال را از او كرد كه راى تو درباره سخنانى كه از محمد شنيدى چيست ؟ او در جواب گفت چه مىخواهى بشنوم ؟ حقيقت اين است كه ما و فرزندان « عبد مناف » در به چنگ آوردن رياست با هم رقابت داريم آنها مردم را اطعام كردند ما نيز براى اينكه عقب نمانيم اطعام كرديم ، آنها مركب بخشيدند ما نيز مركب بخشيديم ، آنها بخششهاى ديگر داشتند ما نيز داشتيم و به اين ترتيب دوش به دوش يكديگر پيش مىرفتيم . اكنون آنها مىگويند ما پيامبرى داريم كه وحى آسمانى بر او نازل مىشود ، اما ما چگونه مىتوانيم در اين موضوع با آنها رقابت كنيم ؟ ! و اللَّه لا نؤمن به ابدا و لا نصدقه : به خدا سوگند هرگز به او ايمان نخواهيم آورد و نه او را تصديق خواهيم نمود ، اخنس برخاست و مجلس او را ترك گفت . در روايت ديگرى مىخوانيم كه روزى « اخنس بن شريق » با « ابو جهل » روبرو شد ، در حالى كه هيچكس ديگر در آنجا نبود ، به او گفت . راستش را بگو محمد صادق است يا كاذب ؟ هيچ كس از قريش در اينجا غير از من و تو نيست كه سخنان ما را بشنود . ابو جهل گفت واى بر تو و اللَّه به عقيده من او راست مىگويد و هرگز دروغ نگفته است ولى اگر بنا شود خاندان محمد همه مناصب را به چنگ آورند : پرچم حج ، آب دادن به حجاج ، پرده دارى كعبه ، و مقام نبوت ، براى بقيه قريش چه باقى مىماند ؟ ! ( 1 ) . از اين روايات و مانند آنها استفاده مىشود كه بسيارى از دشمنان سرسخت پيامبر ص در باطن به صدق گفتار او معترف بودند اما رقابتهاى قبيلگى و مانند آن ، به آنها اجازه نمىداد ، و يا شهامت آن را نداشتند كه رسما ايمان آورند . البته اين را نيز مىدانيم كه اين گونه اعتقاد باطنى ما دام كه با روح تسليم
هامش
( 1 ) روايات فوق از تفسير المنار و تفسير مجمع البيان در ذيل آيه اقتباس شده است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 211 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي