بود حاضر ساختند پس از آنكه كودك را در حالى كه در قنداقه اى پيچيده شده بود به او دادند در برابر كعبه ايستاد و با تضرع خاصى سه مرتبه طفل شير خوار را به طرف بالا انداخت و هر مرتبه مىگفت : « پروردگارا ! به حق اين كودك باران پر بركتى بر ما نازل فرما » چيزى نگذشت كه توده اى ابر از كنار افق پديدار گشت و آسمان مكه را فرا گرفت ، سيلاب آن چنان جارى شد كه بيم آن مىرفت مسجد الحرام ويران شود .
سپس شهرستانى مىنويسد همين جريان كه دلالت بر آگاهى ابو طالب از رسالت و نبوت برادرزداه اش از آغاز كودكى دارد ايمان وى را به پيامبر مىرساند و اشعار ذيل را بعدها ابو طالب به همين مناسبت سروده است :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه
ثمال اليتامى عصمة للارامل
« او روشن چهره اى است كه ابرها به خاطر او مىبارند ، او پناهگاه يتيمان و حافظ بيوه زنان است » .
يلوذ به الهلاك من آل هاشم
فهم عنده فى نعمة و فواضل
هلاك شوندگان از بنى هاشم به او پناه مىبرند ، و بوسيله او از نعمتها و احسانها بهره مىگيرند .
و ميزان عدل لا يخيس شعيرة
و و زان صدق وزنه غير هائل
او ميزان عدالتى است كه يك جو تخلف نمىكند ، و وزن كننده درستكارى است كه توزين او بيم اشتباه ندارد .
جريان توجه قريش را در هنگام خشكسالى به ابو طالب و سوگند دادن ابو طالب خدا را به حق او علاوه بر شهرستانى بسيارى از مورخان بزرگ نقل كردهاند ، علامه امينى در الغدير آن را از كتاب « شرح بخارى » و « المواهب اللدنيه » و « الخصائص الكبرى » و « شرح بهجة المحافل » و « سيره حلبى » و « سيره نبوى » و « طلبة الطالب » نقل كرده است ( 1 ) .
هامش
( 1 ) جلد هفتم الغدير صفحه 346 .