فَفَتَقْناهُما » : « آيا كافران نمىدانند آسمان و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از هم جدا كرديم » .
نكته ديگرى كه نبايد از آن غفلت كرد اين است كه : در ميان صفات خدا در اينجا تنها روى اطعام بندگان و روزى دادن آنها تكيه شده است اين تعبير شايد به خاطر آن است كه بيشتر وابستگيها در زندگى مادى بشر بر اثر همين نياز مادى است ، همين به اصطلاح « خوردن يك لقمه نان » است كه افراد را به خضوع در برابر اربابان زر و زور واميدارد ، و گاهى تا سر حد پرستش در مقابل آنها كرنش مىكنند ، قرآن در عبارت بالا مىگويد : روزى شما به دست اوست نه به دست اين گونه افراد و نه به دست « بتها » ، صاحبان زر و زور خود نيازمندند و احتياج به اطعام دارند تنها خدا است كه اطعام مىكند و نياز به اطعام ندارد .
در آيات ديگر قرآن نيز مىبينيم روى مسئله مالكيت خداوند و رازقيت او و فرستادن باران و پرورش گياهان تكيه شده است تا فكر وابستگى به مخلوقات را از مغز افراد بشر به كلى خارج كند .
سپس براى پاسخ گفتن به پيشنهاد كسانى كه از او دعوت مىكردند به آئين شرك ، بپيوندد مىگويد : علاوه بر اينكه عقل به من فرمان مىدهد كه تنها تكيه بر كسى كنم كه آفريننده آسمان و زمين مىباشد وحى الهى نيز به من دستور داده است كه نخستين مسلمان باشم و به هيچوجه در صف مشركان قرار نگيرم ( * ( قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * ) ( 1 ) شك نيست كه قبل از پيامبر اسلام نيز پيامبران ديگر و امت صالح آنها مسلمان
هامش
( 1 ) - جمله « * ( إِنِّي أُمِرْتُ . . . ) * » از قبيل خطاب غير مستقيم است و جمله « * ( وَلا تَكُونَنَّ ) * . . . » خطاب مستقيم شايد اين تفاوت به خاطر آن باشد كه : بيزارى و دورى از شرك از نخستين مسلمان بودن به درجات مهمتر است لذا مسئله دورى از شرك به صورت خطاب مستقيم و با « نون تاكيد ثقيله » بيان شده است .