در آن محيط جهل و تاريكى نيز ، اقليتى هر چند ضعيف ، فهميده وجود داشتند كه به اين گونه اعمال به چشم حقارت و تنفر نگاه مىكردند .
بتى به نام نياكان !
از موضوعاتى كه در زمان جاهليت به شدت رائج بود و به همين دليل در آيات مختلفى از قرآن منعكس است مساله افتخار به نياكان و احترام بىقيد و شرط و تا سرحد پرستش ، در برابر آنان و افكار و عادات و رسوم آنها بود ، اين موضوع اختصاصى به عصر جاهليت نداشت ، امروز هم در ميان بسيارى از ملتها وجود دارد ، و شايد يكى از عوامل اصلى اشاعه و انتقال خرافات از نسلى به نسل ديگر محسوب مىشود ، گويا « مرگ » يك نوع مصونيت و قداست براى گذشتگان ايجاد مىكند و آنها را در هاله اى از احترام و تقوا فرو مىبرد ! شك نيست كه روح قدردانى و رعايت اصول انسانى ايجاب مىكند كه پدران و اجداد و نياكان محترم شمرده شوند ، اما نه به اين معنى كه آنها را معصوم از خطا و اشتباه بدانيم ، و از نقد و بررسى افكار و آداب آنها خوددارى كنيم ، و از خرافات آنها كوركورانه تبعيت نمائيم .
زيرا اين عمل در واقع يك نوع بت پرستى و منطق جاهلى است ، بلكه بايد در عين احترام به حقوق و افكار و سنتهاى مفيدشان ، سنن غلط آنها را بشدت درهم شكست ، به خصوص اينكه نسلهاى آينده بر اثر گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش و تجربيات بيشتر معمولا از نسلهاى پيشين داناتر و باهوشترند ، و هيچ عقل و خردى اجازه تقليد « كوركورانه » از گذشتگان را نمىدهد .
عجب اين است كه بعضى از دانشمندان و حتى اساتيد دانشگاه را مىبينيم كه از اين نقطه ضعف بر كنار نمانده و گاهى با كمال شگفتى به خرافات مضحكى همچون پريدن از روى آتش در روزهاى آخر سال تن در مىدهند و ميل دارند