تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
بايد توجه داشت كه ضمير « به » به قصاص بر ميگردد ، گويا اين قصاص را « عطيه » اى قرار داده كه به شخص جانى بخشيده است . و تعبير به « تصدق » و همچنين وعده عفوى كه خداوند به چنين كسى داده همگى براى تشويق به عفو و گذشت است ، زيرا شك نيست كه قصاص هرگز نميتواند آنچه را انسان از دست داده به او باز گرداند ، تنها يك نوع آرامش موقت به او ميدهد ، ولى وعده عفو خدا مىتواند به طور كلى آنچه را او از دست داده به صورت ديگرى جبران كند و به اين ترتيب باقيمانده ناراحتى از قلب و جان او برچيده شود و اين رساترين تشويق براى چنين اشخاص است . در حديثى از امام صادق ع نقل شده است كه فرمود : « كسى كه عفو كند ، خداوند به همان اندازه از گناهان او ميبخشد » ( 1 ) . اين جمله در حقيقت پاسخ دندانشكنى است به كسانى كه قانون قصاص را يك قانون غير عادلانه شمرده‌اند كه مشوق روح آدمكشى و مثله كردن است ، زيرا از مجموع آيه استفاده مىشود كه اجازه قصاص براى ايجاد ترس و وحشت جانيان و در نتيجه تامين امنيت جانى براى مردم بىگناه است ، و در عين حال راه عفو و بازگشت نيز در آن گشوده شده است ، با ايجاد اين حالت ترس و اميد ، اسلام ميخواهد ، هم جلو جنايت را بگيرد و هم تا آنجا كه ممكن است و شايستگى دارد جلو شستن خون را با خون . و در پايان آيه ميفرمايد : « كسانى كه بر طبق حكم خداوند ، داورى نكنند ستمگرند » . ( * ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) * ) . چه ظلمى از اين بالاتر كه ما گرفتار احساسات و عواطف كاذبى شده و از شخص قاتل به بهانه اينكه خون را با خون نبايد شست به كلى صرفنظر كنيم
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد اول صفحه 637 .