و مقرراتى است كه در كتب فقهى آمده است زيرا اين حكم اختصاصى به بنى اسرائيل نداشته ، در اسلام نيز نظير آن وجود دارد چنان كه در آيه قصاص در سوره بقره آيه 178 ذكر شد ) .
اين آيه به تبعيضهاى ناروايى كه در آن عصر وجود داشت پايان مىدهد ، و به طورى كه از بعضى تفاسير استفاده مىشود ، در ميان دو طايفه يهود مدينه در آن عصر نابرابرى عجيبى وجود داشت : اگر فردى از طايفه « بنى النضير » فردى از طايفه « بنى قريظه » را مىكشت قصاص نمىشد ، ولى به عكس اگر كسى از طايفه « بنى قريظه » فردى از طايفه « بنى النضير » را به قتل مىرساند ، كشته مىشد ، هنگامى كه اسلام به مدينه آمد ، بنى قريظه در اين باره از پيامبر ص سؤال كردند ، پيامبر ص فرمود خونها با هم فرق ندارد ، طايفه بنى النضير زبان به اعتراض گشودند كه مقام ما را پائين آوردى ، آيه فوق نازل شد و به آنها اعلام كرد كه نه تنها در اسلام ، در آئين يهود نيز اين قانون بطور مساوى وجود داشته است ( 1 ) .
ولى براى آنكه اين توهم پيش نيايد كه خداوند قصاص كردن را الزامى شمرده و دعوت به مقابله به مثل نموده است ، به دنبال اين حكم ميفرمايد :
« اگر كسى از حق خود بگذرد و عفو و بخشش كند ، كفاره اى براى گناهان او محسوب مىشود ، و به همان نسبت كه گذشت به خرج داده خداوند از او گذشت مىكند » .
( * ( فَمَنْ تَصَدَّقَ بِه فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَه ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) تفسير « قرطبى » جلد سوم صفحه 2188 .
( 2 ) بسيارى از مفسران احتمال ديگرى در تفسير آيه نيز دادهاند و آن اينكه ضمير « له » به شخص جانى برگردد و معنى جمله چنين مىشود : « كسى كه از حق خود بگذرد ، باعث بر طرف شدن قصاص از جانى مىگردد و كفاره اى در برابر عمل او محسوب مىشود » ولى ظاهر آيه همان است كه در بالا ذكر شد .