در اينجا به چند نكته مهم بايد توجه داشت :
الف - شرائط مجازات سارق .
قرآن در اين حكم همانند سائر احكام ريشه مطلب را بيان كرده و شرح آن به سنت پيامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روايات اسلامى استفاده مىشود اين است كه اجراى اين حد اسلامى ( بريدن دست ) شرائط زيادى دارد كه بدون آن اقدام به اين كار جائز نيست از جمله اينكه :
1 - متاعى كه سرقت شده بايد حد اقل يك ربع دينار ( 1 ) باشد .
2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جيبهاى داخلى سرقت شود .
3 - در قحط سالى كه مردم گرسنهاند و راه به جايى ندارند نباشد .
4 - سارق عاقل و بالغ باشد ، و در حال اختيار دست به اين كار بزند .
5 - سرقت پدر از مال فرزند ، يا سرقت شريك از مال مورد شركت اين حكم را ندارد .
6 - سرقت ميوه از درختان باغ را نيز از اين حكم استثناء كردهاند .
7 - كليه مواردى كه احتمال اشتباهى براى سارق در ميان باشد كه مال خود را به مال ديگرى احتمالا اشتباه كرده است از اين حكم مستثنى است .
و پاره اى از شرائط ديگر كه شرح آن در كتب فقهى آمده است .
اشتباه نشود منظور از ذكر شرائط بالا اين نيست كه سرقت تنها در صورت اجتماع اين شرائط حرام است ، بلكه منظور اين است كه اجراى حد مزبور ، مخصوص اينجا است و گرنه سرقت به هر شكل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر كيفيت در اسلام حرام است .
ب - اندازه قطع دست سارق .
معروف در ميان فقهاى ما با استفاده از روايات اهل بيت ع اين است
هامش
( 1 ) دينار عبارت است از يك مثقال شرعى طلاى مسكوك و مثقال شرعى معادل 18 نخود يعنى 4 : 3 مثقال معمولى است .