يعنى منظور از « كشتن » و « نجات از مرگ » كه در آيه آمده نجات از آتشسوزى يا غرقاب و مانند آن است ، سپس امام سكوت كرد و بعد فرمود :
تاويل اعظم و مفهوم بزرگتر آيه اين است كه ديگرى را دعوت به سوى راه حق يا باطل كند و او دعوتش را بپذيرد ( 1 ) .
سؤال ديگرى كه در آيه باقى مىماند اين است كه چرا نام بنى اسرائيل بخصوص در اين آيه آمده ؟ با اينكه مىدانيم حكم مزبور اختصاصى به آنها ندارد .
در پاسخ مىتوان گفت ذكر نام بنى اسرائيل به خاطر آن است كه مسئله قتل و خونريزى مخصوصا قتلهايى كه از حسد و تفوقطلبى سرچشمه مىگيرد در ميان آنها فراوان بوده است ، و هم اكنون نيز قربانيان بىگناهى كه به دست آنها كشته مىشوند رقم بزرگى را تشكيل مىدهند ، به همين جهت نخستين بار اين حكم الهى در برنامههاى آنها گنجانيده شد ! و در پايان آيه : اشاره به قانون شكنى بنى اسرائيل كرده ميفرمايد :
« پيامبران ما با دلائل روشن براى ارشاد آنها آمدند ولى بسيارى از آنها قوانين الهى را در هم شكستند و راه اسراف را در پيش گرفتند » .
( * ( وَلَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ) * ) .
بايد توجه داشت كه : اسراف در لغت ، معنى وسيعى دارد كه هر گونه تجاوز و تعدى از حد را شامل مىشود اگر چه غالبا در مورد بخششها و هزينهها و مخارج به كار مىرود .
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد 1 صفحه 620 - در اين زمينه روايات ديگرى نيز به همان مضمون وارد شده است .