انجام هر كار زشتى يك نوع حالت ناراحتى و ندامت در دل خويش احساس مىكند ، ولى روشن است كه انگيزه ندامت او هر يك از احتمالات سه گانه فوق باشد دليل بر توبه او از گناه نخواهد بود ، توبه آن است كه از ترس خدا و به خاطر زشتى عمل انجام گيرد ، و او را وادار كند كه در آينده هرگز به سراغ چنين كارهايى نرود ، اما هيچگونه نشانه اى در قرآن از صدور چنين توبه اى از قابيل به چشم نمىخورد ، بلكه در آيه بعد شايد اشاره به عدم چنين توبه اى نيز باشد .
در حديثى از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمود :
« لا تقتل نفس ظلما الا كان على ابن آدم الاول كفل من دمها لانه كان اول من سن القتل » ( 1 ) .
« خون هيچ انسانى به ناحق ريخته نمىشود مگر اينكه سهمى از مسئوليت آن بر عهده قابيل است كه اين سنت شوم آدمكشى را در دنيا بنا نهاد » .
ضمنا از اين حديث به خوبى بر مىآيد كه هر سنت زشت و شومى ما دام كه در دنيا باقى است سهمى از مجازات آن بر دوش نخستين پايه گذار آن مىباشد ! شك نيست كه سرگذشت فرزندان آدم يك سرگذشت واقعى است و علاوه بر اينكه ظاهر آيات قرآن و اخبار اسلامى اين واقعيت را اثبات مىكند تعبير « بالحق » كه در نخستين آيه از اين آيات وارد شده نيز شاهدى براى اين موضوع است ، بنا بر اين كسانى كه به اين آيات جنبه تشبيه و كنايه و داستان فرضى و به اصطلاح « سمبوليك » دادهاند گفتارى بدون دليل دارند .
ولى در عين حال هيچ مانعى ندارد كه اين « سرگذشت واقعى » نمونه اى باشد از نزاع و جنگ مستمرى كه هميشه در زندگانى بشر بوده است : در يك سو مردان پاك و با ايمان ، با اعمال صالح و مقبول درگاه خدا و در سوى ديگر افراد آلوده
هامش
( 1 ) مسند احمد حنبل طبق نقل تفسير فى ظلال جلد دوم ذيل آيه صفحه 703 .