برده نشده ، ولى طبق آنچه در روايات اسلامى آمده است نام يكى « هابيل » و ديگرى « قابيل » بود ، اما در سفر تكوين تورات باب چهارم نام يكى « قائن » و ديگرى « هابيل » ذكر شده ، و به طورى كه مفسر معروف « ابو الفتوح رازى » ميگويد : در نام هر كدام چندين لغت است نام اولى « هابيل » يا « هابل » يا « هابن » بوده ، و نام ديگرى « قابيل » يا « قابين » يا « قابل » يا « قابن » و يا « قبن » بوده است ، و در هر صورت تفاوت ميان روايات اسلامى و متن تورات در مورد نام « قابيل » بازگشت به اختلاف لغت مىكند و مطلب مهمى نيست .
ولى شگفتآور اينكه يكى از دانشمندان مسيحى اين موضوع را بعنوان يك ايراد بر قرآن ذكر كرده كه چرا قرآن بجاى « قائن » ، « قابيل » گفته است ؟ ! در حالى كه اولا - اين گونه اختلاف در لغت و حتى در ذكر نامها فراوان است مثلا تورات « ابراهيم » را « ابراهام » و قرآن او را « ابراهيم » ناميده .
و ثانيا - اساسا اسم هابيل و قابيل در قرآن نيست و تنها در روايات اسلامى آمده است ( 1 ) .
2 - ميدانيم كه « قربان » بمعنى چيزى است كه باعث تقرب به پروردگار مىشود ، اما در باره كارى كه آن دو برادر انجام دادهاند در قرآن ذكرى به ميان نيامده ولى طبق بعضى از روايات اسلامى و آنچه در تورات سفر تكوين باب چهار آمده است « هابيل » چون دامدارى داشت يكى از بهترين گوسفندان و فراوردههاى آن را براى اين كار انتخاب نمود ، و « قابيل » كه مردى كشاورز بود از بدترين قسمت زراعت خود خوشهها يا آردى براى اين منظور تهيه كرد .
3 - در اينكه فرزندان آدم از كجا فهميدند كه عمل يكى در پيشگاه پروردگار پذيرفته شده و عمل ديگرى مردود ، باز در قرآن توضيحى داده نشده ،
هامش
( 1 ) علامه فقيد شيخ محمد جواد بلاغى رساله اى در اين زمينه به نام « الاكاذيب الاعاجيب » ( دروغهاى شگفتانگيز ) نوشته است كه در آن دروغهايى همانند دروغ فوق جمعآورى شده . اين رساله به فارسى ترجمه و چاپ شده است .