( * ( فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ ) * ) .
جمله اخير شايد براى اين باشد كه پس از صدور فرمان مجازات سرگردانى بنى اسرائيل به مدت چهل سال در بيابانها ، عواطف موسى تحريك شد و شايد - همانطور كه در تورات كنونى آمده است - درخواست عفو و گذشت از درگاه خداوند در باره آنها نمود ، ولى به زودى به او پاسخ داده شد كه آنها چنين استحقاقى را دارند ، نه استحقاق عفو و گذشت ، زيرا آنها همانطور كه قرآن ميگويد : افراد فاسق و متمرد و سركشى بودند و هر كس چنين باشد چنين سرنوشتى براى او حتمى است .
بايد توجه داشت كه اين محروميت چهلساله كه هرگز جنبه انتقامى نداشت ( همانطور كه هيچيك از مجازاتهاى الهى چنين نيست بلكه يا سازنده است و يا نتيجه عمل است ) و در حقيقت فلسفه اى داشت و آن اينكه بنى اسرائيل ساليان دراز در زير ضربات استعمار فرعون به سر برده بودند و رسوبات اين دوران به صورت عقدههاى حقارت و خود كمبينى و احساس ذلت و كمبود در روح آنها لانه كرده بود و حاضر نشدند در مدتى كوتاه زير نظر رهبرى بزرگ همانند موسى ع روح و جان خود را شستشو دهند و با يك جهش سريع براى زندگى نوينى كه توام با افتخار و قدرت و سربلندى باشد آماده شوند ، و آنچه را به موسى ع در مورد عدم اقدام به يك جهاد آزاديبخش در سرزمينهاى مقدس گفتند ، دليل روشن اين حقيقت بود .
لذا ميبايست ساليان دراز در بيابانها سرگردان بمانند و نسل موجود كه نسل ضعيف و ناتوان بود تدريجا از ميان برود ، نسلى نو در محيط صحرا ، در محيط آزادى و حريت ، در آغوش تعليمات الهى ، و در عين حال در ميان مشكلات و سختيها كه به روح و جسم انسان توان و نيرو مىبخشد پرورش يابد تا بتواند دست به چنان جهادى بزنند و حكومت حق را در سرزمينهاى مقدس برپا دارد ! .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤٤