بعضى از مفسران نيز عقيده دارند كه اشاره به تمام حوادثى است كه در طول تاريخ اسلام واقع شده ، اين تفسير ، اگر از كلمه « قوم » كه نكره است و دليل بر وحدت مىباشد صرفنظر كنيم ، از همه تفاسير بهتر است ، و در هر حال اين آيه مسلمانان را متوجه خطراتى كه ممكن بود براى هميشه نامشان را از صفحه روزگار براندازد مىكند ، و به آنها هشدار مىدهد كه به پاس اين نعمتها ، تقوا را پيشه كنند و بر خدا تكيه نمايند و بدانند اگر پرهيزگار باشند ، در زندگى تنها نخواهند ماند ، و آن دست غيبى كه هميشه حافظ آنها بوده باز هم از آنها حمايت خواهد كرد .
( * ( وَاتَّقُوا اللَّه وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * ) .
روشن است كه منظور از توكل اين نيست كه انسان به بهانه واگذارى كارش به خدا ، شانه از زير بار مسئوليتها خالى كند و يا تسليم حوادث گردد ، بلكه منظور اين است كه در عين به كار گرفتن تمام قدرت و نيرو ، اولا توجه داشته باشد كه آنچه دارد از خود او نيست ، و از ناحيه ديگرى است و به اين وسيله روح غرور و خودبينى را در خود بكشد ، و ثانيا هرگز از بزرگى حوادث و مشكلات نهراسد و مايوس نشود و بداند تكيه گاهى دارد كه قدرتش بالاترين قدرتها است .
ضمنا با توجه به اينكه در اين آيه نخست دستور به تقوا ميدهد ، سپس اشاره به مساله توكل مىكند ، استفاده مىشود كه حمايت خدا شامل حال پرهيزگاران است .
بايد توجه داشت كه « تقوا » از ماده « وقايه » به معنى خويشتن دارى و جلوگيرى كردن از عوامل سوء و فساد است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 306
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٠٦