( * ( وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ ) * ) .
در اينجا قرآن اضافه مىكند « آرى دلهاى آنها به كلى مهر شده و هيچگونه حقى در آن نفوذ نمىكند ولى عامل آن كفر و بىايمانى ، خود آنها هستند و به همين دليل جز افراد كمى كه خود را از اين گونه لجاجتها بر كنار داشتهاند ايمان نمىآورند » .
( * ( بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ) * ) .
خلافكاريهاى آنان منحصر به اينها نيست ، آنها در راه كفر آن چنان سريع تاختند كه به مريم پاكدامن ، مادر پيامبر بزرگ خدا كه بفرمان الهى بدون همسر باردار شده بود تهمت بزرگى زدند .
( * ( وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً ) * ) حتى آنها به كشتن پيامبران افتخار مىكردند « و مىگفتند ما مسيح عيسى بن مريم رسول خدا را كشتهايم » .
( * ( وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّه ) * ) .
و شايد تعبير به رسول اللَّه را در مورد مسيح از روى استهزاء و سخريه مىگفتند .
در حالى كه در اين ادعاى خود نيز كاذب بودند ، « آنها هرگز مسيح را نكشتند و نه بدار آويختند ، بلكه ديگرى را كه شباهت به او داشت اشتباها به دار زدند » .
( * ( وَما قَتَلُوه وَما صَلَبُوه وَلكِنْ شُبِّه لَهُمْ ) * ) سپس قرآن مىگويد : « آنها كه در باره مسيح اختلاف كردند ، خودشان در شك بودند و هيچيك به گفته خود ايمان نداشتند و تنها از تخمين و گمان پيروى مىكردند » .
( * ( وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيه لَفِي شَكٍّ مِنْه ما لَهُمْ بِه مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ ) * ) در باره اينكه آنها در مورد چه چيز اختلاف كردند در ميان مفسران گفتگو
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٨