عناد سرچشمه گرفته بود ، سبب شد كه صاعقه آسمانى به خاطر اين ظلم و ستم آنها را فرا گيرد .
( * ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ) * ) سپس به يكى ديگر از اعمال زشت آنها كه مساله « گوساله پرستى » بود ، اشاره مىكند و ميگويد : « آنها پس از مشاهده آن همه معجزات و دلائل روشن ، گوساله را به عنوان معبود خود انتخاب كردند ! ( * ( ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ ) * ) .
ولى با اينهمه براى اينكه آنها به راه باز گردند و از مركب لجاجت و عناد فرود آيند ، « ما آنها را بخشيديم و به موسى برترى و حكومت آشكارى داديم ، و بساط رسواى سامرى و گوساله پرستان را برچيديم .
( * ( فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَآتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً ) * ) .
باز آنها از خواب غفلت بيدار نشدند و از مركب غرور پائين نيامدند ، به همين جهت « ما كوه طور را بر بالاى سر آنها به حركت در آورديم ، و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم و به آنها گفتيم كه به عنوان توبه از گناهانتان از در بيت المقدس با خضوع و خشوع وارد شويد ، و نيز به آنها تاكيد كرديم كه در روز شنبه دست از كسب و كار بكشيد و راه تعدى و تجاوز را پيش نگيريد و از ماهيان دريا كه در آن روز صيدش حرام بود استفاده نكنيد و در برابر همه اينها پيمان شديد از آنان گرفتيم » اما آنها به هيچيك از اين پيمانهاى مؤكد وفا نكردند ! ( 1 ) ( * ( وَرَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَقُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَقُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً ) * ) .
هامش
( 1 ) در باره معنى قرار گرفتن كوه طور بالاى سر يهود و اينكه آيا اين موضوع بر اثر زلزله اى بوده يا عامل ديگر و همچنين راجع به گوساله پرستى و قسمتهاى ديگرى از سوابق سوء يهود در جلد اول اين تفسير در صفحات 170 تا 186 و 201 تا 205 بحث كردهايم .