و تا حق خود را نگيرند و دفع ستم ننمايند از پاى ننشينند .
در حقيقت ذكر اين استثناء بخاطر آن است كه حكم اخلاقى فوق مورد سوء استفاده ظالمان و ستمگران واقع نشود ، و يا بهانه اى براى تن در دادن به ستم نگردد .
روشن است در اين گونه موارد نيز تنها به آن قسمت كه مربوط به ظلم ظالم و دفاع از مظلوم است بايد قناعت كرد .
و در پايان آيه - همانطور كه روش قرآن است - براى اينكه افرادى از اين استثناء نيز سوء استفاده نكنند و به بهانه اينكه مظلوم واقع شدهاند عيوب مردم را بدون جهت آشكار نسازند ميفرمايد : « خداوند سخنان را ميشنود و از نيات آگاه است » .
( * ( وَكانَ اللَّه سَمِيعاً عَلِيماً ) * ) .
در آيه بعد ، به نقطه مقابل اين حكم اشاره كرده ، ميفرمايد : « اگر نيكيهاى افراد را اظهار كنيد و يا مخفى نمائيد مانعى ندارد ( به خلاف بدىها كه مطلقا جز در موارد استثنايى بايد كتمان شود ) و نيز اگر در برابر بدىهايى كه افراد به شما كردهاند راه عفو و بخشش را پيش گيريد بهتر است ، زيرا اين كار در حقيقت يك نوع كار الهى است كه با داشتن قدرت بر هر گونه انتقام ، بندگان شايسته خود را مورد عفو قرار مىدهد » .
( * ( إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوه أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّه كانَ عَفُوًّا قَدِيراً ) * ) .
در حقيقت آيه دوم از دو جهت در نقطه مقابل آيه اول قرار گرفته ، نخست « اظهار نيكيها » در برابر « اظهار بدىها » و سپس « عفو و بخشش » در برابر كسانى كه به آنها ستم شده است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٨٥