و از اين جمله به خوبى استفاده مىشود كه سرچشمه مظالم و ستمها ، هواپرستى است و اگر اجتماعى هواپرست نباشد ، ظلم و ستم در آن راه نخواهد داشت ! بار ديگر به خاطر اهميتى كه موضوع اجراى عدالت دارد ، روى اين دستور تكيه كرده ميفرمايد : « اگر مانع رسيدن حق به حقدار شويد و يا حق را تحريف نمائيد و يا پس از آشكار شدن حق از آن اعراض كنيد ، خداوند از اعمال شما آگاه است » .
( * ( وَإِنْ تَلْوُوا ) * ( 1 ) * ( أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّه كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ) * ) .
در حقيقت جمله ان تلووا اشاره به تحريف حق و تغيير آن است ، در حالى كه جمله تعرضوا اشاره به خوددارى كردن از حكم به حق مىباشد و اين همان چيزى است كه در حديثى از امام باقر ع نقل شده است ( 2 ) .
جالب توجه اينكه در ذيل آيه تعبير به خبير شده است نه عليم ، زيرا « خبير » معمولا به كسى مىگويند كه از جزئيات و ريزه كاريهاى يك موضوع آگاه است ، اشاره به اينكه خداوند كوچكترين انحراف شما را از حق و عدالت به هر بهانه و دستاويزى كه باشد حتى در آنجا كه لباس حق بجانب بر آن ميپوشانيد ميداند و كيفر آن را خواهد داد ! آيه فوق توجه فوق العاده اسلام را به مساله عدالت اجتماعى در هر شكل و هر صورت كاملا روشن ميسازد و انواع تاكيداتى كه در اين چند جمله به كار رفته است نشان ميدهد كه اسلام تا چه اندازه در اين مساله مهم انسانى و اجتماعى ، حساسيت دارد ، اگر چه با نهايت تاسف ميان عمل مسلمانان ، و اين دستور عالى اسلامى ، فاصله از زمين تا آسمان است ! ، و همين يكى از اسرار عقب
هامش
( 1 ) « تلووا » از ماده « لى » ( بر وزن طى ) به معنى « جلوگيرى و تاخير » است و در اصل به معنى « پيچيدن و تاب دادن » آمده است .
( 2 ) تفسير تبيان جلد پنجم صفحه 356 .