نازل شد و در اين زمينه به آنها هشدار دارد ( 1 ) .
ولى - همانطور كه آيه اشاره مىكند - اين كار با روح ايمان سازگار نيست ، مؤمن واقعى كسى است كه در برابر حق و عدالت ، هيچگونه ملاحظه اى نداشته باشد و حتى منافع خويش و بستگان خويش را به خاطر اجراى آن ناديده بگيرد .
ضمنا از اين جمله استفاده مىشود كه بستگان مىتوانند با حفظ اصول عدالت به سود يا به زيان يكديگر شهادت دهند ( مگر اينكه قرائن اتهام بطرفدارى و اعمال تعصب در كار بوده باشد ) .
سپس به قسمت ديگرى از عوامل انحراف از اصل عدالت اشاره كرده ميفرمايد : « نه ملاحظه ثروت ثروتمندان بايد مانع شهادت به حق گردد و نه عواطف ناشى از ملاحظه فقر فقيران ، زيرا اگر آن كس كه شهادت به حق به زيان او تمام مىشود ، ثروتمند يا فقير باشد ، خداوند نسبت به حال آنها آگاهتر است ، نه صاحبان زر و زور مىتوانند در برابر حمايت پروردگار ، زيانى به شاهدان بر حق برسانند ، و نه فقير با اجراى » عدالت « گرسنه مىماند » .
( * ( إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّه أَوْلى بِهِما ) * ) .
باز براى تاكيد دستور مىدهد كه « از هواى و هوس پيروى نكنيد تا مانعى در راه اجراى عدالت ايجاد گردد » .
( * ( فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا ) * ) ( 2 )
هامش
( 1 ) المنار جلد پنجم صفحه 455 .
( 2 ) جمله تعدلوا ممكن است از ماده عدالت و يا از ماده عدول بوده باشد ، اگر از ماده عدالت باشد معنى جمله چنين خواهد بود فلا تتبعوا الهوى لان تعدلوا ( از هوا پرستى پيروى نكنيد تا بتوانيد اجراى عدالت كنيد ) و اگر از ماده عدول باشد معنى جمله چنين است فلا تتبعوا الهوى فى ان تعدلوا ( از هوا پرستى در مسير انحراف از حق پيروى مكنيد ) .