كه جز در موارد ضرورت از اين موضوع استفاده نشود و فلسفه حكم مزبور در قرآن نيز همين است .
البته گاهى حفظ آبروى انسانى ايجاب مىكند كه از نجوا استفاده شود ، و از جمله آن كمكهاى مالى است كه در آيه فوق به عنوان صدقه از آن ياد شده است .
و يا امر به معروف كردن كه گاهى اگر آشكارا گفته شود ، طرف ، در برابر جمعيت شرمنده مىشود ، و شايد به همين علت از پذيرش آن امتناع ورزد و مقاومت كند ، كه در آيه فوق از آن تعبير به معروف شده است .
و يا در موارد اصلاح بين مردم كه گاهى آشكارا گفتن مسائل جلو اصلاح را مىگيرد ، و بايد با هر كدام از طرفين دعوا جداگانه و به صورت نجوا صحبت شود تا نقشه اصلاحى پياده گردد .
در اين سه مورد و آنچه مانند آنست ، ضرورت اقتضا مىكند كه كار مثبت در زير چتر نجوا قرار گيرد .
قابل توجه اينكه موارد سه گانه فوق همه در عنوان « صدقه » مندرج است زيرا آن كس كه امر به معروف مىكند ، زكات علم مىپردازد و آن كس كه اصلاح ذات البين مىنمايد زكات نفوذ و حيثيت خود را در ميان مردم ادا مىكند چنان كه از على ع نقل شده كه فرمود :
ان اللَّه فرض عليكم زكات جاهكم كما فرض عليكم زكات ما ملكت ايديكم
: « خداوند بر شما واجب كرده است زكات نفوذ و حيثيت اجتماعى بپردازيد همانطور كه بر شما واجب كرده كه زكات مال بدهيد » ( 1 ) .
و از پيامبر اكرم ص نقل شده كه به ابو ايوب فرمود :
الا ادلك على صدقة يحبها اللَّه و رسوله تصلح بين الناس اذا تفاسدوا و تقرب بينهم اذا تباعدوا
:
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد اول صفحه 550 و تفاسير ديگر .