پا بفرار گذاشتند .
در اين جنگ خطرناك آنكه بيش از همه فداكارى مىكرد و هر حمله اى كه از جانب دشمن به پيغمبر مىشد دفع مىنمود ، على ابن ابى طالب ع بود .
على ع با كمال رشادت مىجنگيد ، تا اينكه شمشيرش شكست ، پيغمبر ص شمشير خود را كه موسوم به « ذو الفقار » بود ، به على ع داد . سرانجام پيغمبر ص در جايى سنگر گرفت ، و على ع هم چنان از او دفاع مىكرد ، تا آنكه طبق نقل بعضى از مورخان بيش از شصت زخم به سر ، صورت و بدن او وارد آمد ، و در همين موقع بود كه پيك وحى به پيامبر عرضه داشت : اى محمد ص ! معناى مواسات همين است ، پيغمبر فرمود : « على ع از من است و من از اويم » و جبرئيل افزود : و منهم از هر دو تاى شما ! امام صادق ع مىفرمايد : پيامبر ص پيك وحى را ميان زمين و آسمان مشاهده كرد كه مىگويد : « لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على . » ( 1 )
در اين اثنا فريادى برخاست كه محمد كشته شد » !
چه كسى با صداى بلند گفت محمد ( ص ) كشته شد ؟
بعضى از سيره نويسان مىگويند : « ابن قمعه » كه « مصعب » سرباز اسلامى را به گمان اينكه پيغمبر است با ضربه سختى از پاى در آورد و سپس با صداى بلند فرياد زد به - « لات و عزى » سوگند كه محمد كشته شد « ! اين شايعه خواه از طرف مسلمانان بوده ، يا از طرف دشمن ، بى گمان بنفع اسلام و مسلمين بود ، زيرا دشمن به گمان اينكه محمد ص كشته شد » احد « را به قصد مكه ترك گفت ، و گر نه قشون فاتح قريش كه شديدترين كينه و دشمنى را نسبت به پيامبر ص داشتند و بدين قصد هم آمده بودند كه اين دفعه از او انتقام
هامش
( 1 ) - مجمع البيان ج 1 ص 497