تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
شخصيتهاى نجران ، اسقف ( روحانى بزرگشان ) به آنها گفت : « شما فردا به محمد ص نگاه كنيد ، اگر با فرزندان و خانواده اش براى مباهله آمد ، از مباهله با او بترسيد ، و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد ، زيرا چيزى در بساط ندارد ، فردا كه شد پيامبر ص آمد در حالى كه دست على بن ابى طالب ع را گرفته بود و حسن و حسين ع در پيش روى او راه مىرفتند و فاطمه ع پشت سرش بود ، نصارى نيز بيرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پيشاپيششان بود هنگامى كه نگاه كرد ، پيامبر ص با آن چند نفر آمدند ، در باره آنها سؤال كرد به او گفتند : اين پسر عمو و داماد او و محبوبترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر ، فرزندان دختر او از على ع هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه ع است كه عزيزترين مردم نزد او ، و نزديكترين افراد به قلب او است . . . سيد به اسقف گفت : « براى مباهله قدم پيش گذار » . گفت : نه ، من مردى را مىبينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مىكند و من مىترسم راستگو باشد ، و اگر راستگو باشد ، به خدا يك سال بر ما نمىگذرد در حالى كه در تمام دنيا يك نصرانى كه آب بنوشد وجود نداشته باشد . اسقف به پيامبر اسلام ص عرض كرد : « اى ابو القاسم ! ما با تو مباهله نمىكنيم بلكه مصالحه مىكنيم ، با ما مصالحه كن ، پيامبر ص با آنها مصالحه كرد كه دو هزار حله ( يك قواره پارچه خوب لباس ) كه حد اقل قيمت هر حله اى چهل درهم باشد ، و عاريت دادن سى دست زره ، و سى شاخه نيزه ، و سى رأس اسب ، در صورتى كه در سرزمين يمن ، توطئه اى براى مسلمانان رخ دهد ، و پيامبر ص ضامن اين عاريتها خواهد بود ، تا آن را بازگرداند و عهد نامه اى در اين زمينه نوشته شد . و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت : « من صورتهايى را مىبينم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‌ها را از جا بركند چنين خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد ، و يك نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين