[ سوره آلعمران ‹ 4 › : آيه 61 ]
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيه مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّه عَلَى الْكاذِبِينَ ‹ 61 ›
ترجمه :
61 - هر گاه بعد از علم و دانشى كه ( در باره مسيح ) به تو رسيده ، ( باز ) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند ، به آنها بگو : « بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم ، شما هم فرزندان خود را ، ما زنان خويش را دعوت نماييم ، شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود دعوت كنيم ، شما هم از نفوس خود ، آن گاه مباهله كنيم ، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .
شان نزول :
گفتهاند كه اين آيه و آيات قبل از آن در باره هيات نجرانى مركب از عاقب و سيد و گروهى كه با آنها بودند نازل شده است ، آنها خدمت پيامبر ص رسيدند و عرض كردند : آيا هرگز ديده اى فرزندى بدون پدر متولد شود ، در اين هنگام آيه « * ( إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّه . . . ) * » نازل شد و هنگامى كه پيامبر ص آنها را به مباهله ( 1 ) دعوت كرد . آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه ، به
هامش
( 1 ) « مباهله » در اصل از ماده « بهل » ( بر وزن اهل ) به معنى رها كردن و قيد و بند را از چيزى برداشتن است ، و به همين جهت هنگامى كه حيوانى را به حال خود واگذارند ، و پستان آن را در كيسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادى شير بنوشد ، به آن « باهل » مىگويند ، و « ابتهال » در دعا به معنى تضرع و واگذارى كار به خدا است .
و اگر آن را گاهى به معنى هلاكت و لعن و دورى از خدا گرفتهاند نيز به خاطر اين است كه رها كردن و واگذار كردن بنده به حال خود اين نتائج را به دنبال مىآورد ، اين بود معنى مباهله از نظر ريشه لغت . و از نظر مفهوم متداول كه از آيه فوق گرفته شده ، به معنى نفرين كردن دو نفر به يكديگر است بدين ترتيب كه افرادى كه با هم گفتگو در باره يك مساله مهم مذهبى دارند در يك جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع كنند و از او بخواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند .