تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
سپس مىافزايد : « هنگامى كه فرزند خود را به دنيا آورد ( و او را دختر يافت ) گفت : پروردگارا ! من او را دختر آوردم » ( * ( فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى ) * ) . البته خدا از آنچه او به دنيا آورده بود آگاهتر بود « ( * ( وَاللَّه أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ ) * ) . سپس افزود : « تو مىدانى كه دختر و پسر ( براى هدفى كه من نذر كرده‌ام ) يكسان نيستند » ( * ( وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى ) * ) . دختر ، پس از بلوغ ، عادت ماهانه دارد و نمىتواند در مسجد بماند ، به علاوه نيروى جسمى آنها يكسان نيست ، و نيز مسائل مربوط به حجاب و باردارى و وضع حمل ادامه اين خدمت را براى دختر مشكل مىسازد و لذا هميشه پسران را نذر مىكردند . از قرائن موجود در آيه و رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده است ، استفاده مىشود كه « * ( وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى ) * » ( پسر همانند دختر نيست ) از زبان مادر مريم است هر چند بعضى احتمال داده‌اند از كلام خدا باشد ولى بعيد به نظر مىرسد . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مادر مريم ، قاعدتا مىبايست بگويد : « و ليست الانثى كالذكر » ( اين دختر همانند پسر نيست ) زيرا او دختر آورده بود نه پسر و لذا گفته‌اند : جمله تقديم و تاخيرى دارد همانگونه كه در بسيارى از عبارات عرب معمول است ، و چه بسا ناراحتى ناگهانى كه هنگام وضع حمل به او دست داد سبب شد سخن خود را اين چنين ادا كند ، چرا كه او علاقه داشت صاحب پسرى شود تا خدمتگزار بيت المقدس باشد ، همين علاقه سبب شد كه بى اختيار به هنگام سخن گفتن نام پسر را مقدم دارد . سپس افزود : « من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از ( وسوسه‌هاى ) شيطان رجيم و رانده شده ( از درگاه خدا ) در پناه تو قرار مىدهم » ( * ( وَإِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ) * ) .