نكتهها :
1 - چه كسى با ابراهيم در اين جلسه روبرو بود ، و با او محاجه كرد ؟
در قرآن تصريح به نام او نشده ولى همين اندازه مىفرمايد : * ( أَنْ آتاه اللَّه الْمُلْكَ ) * يعنى به خاطر غرورى كه از حكومت خودكامه پيدا كرده بود با ابراهيم به محاجه برخاست ، ولى در روايتى كه از على ع در تفسير « در المنثور » نقل شده و همچنين در تواريخ آمده است نام او « نمرود بن كنعان » بود .
2 - گر چه در آيه فوق زمان اين بحث و گفتگو مشخص نشده اما از قرائن بر مىآيد كه اين موضوع بعد از بت شكنى ابراهيم و نجات او از آتش بوده است زيرا مسلم است كه قبل از به آتش افكندن ابراهيم مجالى براى اين گفتگوها نبوده و اصولا بت پرستان حق چنين مباحثه اى را به او نمىداند و آنها ابراهيم را يك مجرم و گنهكار مىشناختند كه مىبايد هر چه زودتر به كيفر اعمال خود و قيام بر ضد خدايان مقدس برسد ، آنها در اين موقع تنها از علت اقدام به بت شكنى پرسش كردند و سپس با نهايت عصبانيت و خشونت دستور آتشسوزى او را صادر نمودند اما هنگامى كه او از آتش به طرز شگفتانگيزى نجات يافت توانست به اصطلاح به حضور نمرود برسد و با او به بحث و گفتگو نشيند .
3 - از آيه به خوبى بر مىآيد كه نمرود هرگز از اين بحث و گفتگو در جستجوى حقيقت نبود ، بلكه مىخواست گفتار باطل خود را به كرسى بنشاند و شايد به كار بردن كلمه « حاج » نيز به همين منظور باشد زيرا اين كلمه غالبا در همين موارد به كار مىرود .
4 - از آيه به خوبى بر مىآيد كه جبار آن زمان مدعى الوهيت بود ، نه تنها به اين معنى كه او را پرستش كنند بلكه علاوه بر اين خود را آفريدگار عالم هستى نيز معرفى مىكرد يعنى هم خود را معبود مىدانست ، و هم خالق .
و جاى تعجب هم نيست هنگامى كه مردم در برابر سنگ و چوب به سجده