خاصى نزد آنها در اين زمينه يافت نمىشد ، ولى ساكنان مدينه و اطراف آن ، بعضى از آداب يهود را در اين زمينه اقتباس كرده بودند ، و در معاشرت با زنان در حال حيض ، سختگيريهايى داشتند ، در حالى كه ساير عرب چنين نبودند ، و حتى شايد آميزش جنسى را در اين حال جالب مىدانستند و معتقد بودند اگر فرزندى نصيب آنها شود بسيار خونريز خواهد بود ، و اين از صفات بارز و مطلوب ، نزد اعراب باديه نشين خونريز بود ( 1 ) .
2 - ذكر طهارت و توبه در كنار يكديگر در آيات فوق ممكن است اشاره به اين باشد كه طهارت ، مربوط به پاكيزگى ظاهر ، و توبه اشاره به پاكيزگى باطن است .
اين احتمال نيز وجود دارد كه طهارت در اينجا به معنى آلوده نشدن به گناه بوده باشد يعنى خداوند ، هم كسانى را كه آلوده به گناه نشدهاند دوست دارد و هم كسانى كه بعد از آلودگى توبه كنند ، و در زمره پاكان در آيند .
ضمنا اشاره به مساله توبه در اينجا ممكن است ناظر به اين باشد كه بعضى بر اثر فشار غريزه جنسى نمىتوانستند خويشتن دارى كنند و بر خلاف امر خدا به گناه آلوده مىشدند ، سپس از عمل خود نادم شده و ناراحت مىگشتند ، براى اينكه راه بازگشت را به روى خود بسته نبينند و از رحمت حق مايوس نشوند ، طريق توبه را به آنها نشان مىدهد ( 2 ) .
هامش
( 1 ) اقتباس از تفسير الميزان ، جلد دوم ، صفحه 208 ذيل آيه مورد بحث - در كتاب « انيس الاعلام » جلد 2 صفحه 106 و 107 نيز شرح مبسوطى با ذكر مدارك در اين باره آمده است .
( 2 ) درباره حقيقت « توبه » و شرائط آن ، مشروحا در جلد 3 ذيل آيه 17 سوره نساء و در جلد 14 ذيل آيه 5 سوره نور ، بحث كردهايم .