قابل توجه اينكه قرآن نمىگويد : من اموالهم ينفقون ( از اموالشان انفاق مىكنند ) بلكه مىگويد * ( « مِمَّا رَزَقْناهُمْ » ) * ( از آنچه به آنها روزى داديم ) و به اين ترتيب مساله « انفاق » را آن چنان تعميم مىدهد كه تمام مواهب مادى و معنوى را در بر مىگيرد .
بنا بر اين مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود ، بلكه از علم و عقل و دانش و نيروهاى جسمانى و مقام و موقعيت اجتماعى خود ، و خلاصه از تمام سرمايههاى خويش به آنها كه نياز دارند مىبخشند ، بى آنكه انتظار پاداشى داشته باشند .
نكته ديگر اينكه : انفاق يك قانون عمومى در جهان آفرينش و مخصوصا در سازمان بدن هر موجود زنده است ، قلب انسان تنها براى خود كار نمىكند ، بلكه از آنچه دارد به تمام سلولها انفاق مىكند ، مغز و ريه و ساير دستگاههاى بدن انسان ، همه از نتيجه كار خود دائما انفاق مىكنند ، و اصولا زندگى دسته جمعى بدون انفاق مفهومى ندارد ( 1 ) .
ارتباط با انسانها در حقيقت نتيجه ارتباط و پيوند با خدا است ، انسانى كه به خدا پيوسته و به حكم جمله « مما رزقناهم » همه روزيها و مواهب را از خدا مىداند ، نه از ناحيه خودش ، عطاى خداوند بزرگى مىداند كه چند روزى اين امانت را نزد او گذاشته ، نه تنها از انفاق و بخشش در راه او ناراحت نمىشود ، بلكه خوشحال است ، چرا كه مال خدا را به بندگان او داده ، اما نتائج و بركات مادى و معنويش را براى خود خريده است ، اين طرز تفكر ، روح انسان را از بخل و حسد پاك مىكند ، و جهان « تنازع بقا » را به « دنياى تعاون » تبديل مىسازد دنيايى كه هر كس در آن خود را مديون مىداند كه از مواهبى كه دارد در اختيار
هامش
( 1 ) درباره انفاق و اهميت و اثرات آن به جلد دوم تفسير نمونه صفحه 232 تا 268 ذيل آيات 261 تا 274 سوره بقره مراجعه شود .