شامل مىشود .
و از اينجا روشن مىشود تفسيرهاى مختلفى كه مفسران در اين زمينه نقل كردهاند همه در واقع به يك چيز باز مىگردد :
بعضى آن را به معنى اسلام .
بعضى به معنى قرآن .
بعضى به پيامبر و امامان راستين .
و بعضى آن را به آئين « اللَّه » كه جز آن را قبول نمىكند ، تفسير نمودهاند .
تمام اين معانى بازگشت به همان دين و آئين الهى در جنبههاى اعتقادى و عملى مىكند .
همچنين رواياتى كه در منابع اسلامى در اين زمينه وارد شده و هر كدام به زاويه اى از اين مساله اشاره كرده همه به يك اصل باز مىگردد ، از جمله :
از پيامبر ص چنين نقل شده :
* ( الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) * صراط الانبياء و هم الذين انعم اللَّه عليهم :
« صراط مستقيم راه پيامبران است و همانها هستند كه مشمول نعمتهاى الهى شدهاند » ( 1 ) .
از امام صادق ع مىخوانيم كه در تفسير آيه « * ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) * » فرمود :
الطريق و معرفة الامام :
« منظور راه و شناخت امام است » ( 2 ) .
و نيز در حديث ديگرى از همان امام نقل شده :
و اللَّه نحن الصراط المستقيم :
« به خدا سوگند مائيم صراط مستقيم » ( 3 ) .
در حديث ديگرى باز از همان امام مىخوانيم كه فرمود : صراط مستقيم ، امير مؤمنان على ع است ( 4 ) .
مسلم است كه پيامبر ص و على ع و ائمه اهل بيت ع همه به همان
هامش
( 1 ) و ( 2 ) و ( 3 ) و ( 4 ) تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 20 و 21 .