تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
بقا مىباشد شايد از اين رو قصاص به عنوان غريزه در نهاد انسان گذارده شده است . نظام طب ، كشاورزى ، دامدارى همه و همه روى اين اصل عقلى ( حذف موجود خطرناك و مزاحم ) بنا شده زيرا مىبينيم به خاطر حفظ بدن ، عضو فاسد را قطع مىكنند ، و يا به خاطر نمو گياه شاخه‌هاى مضر و مزاحم را مىبرند ، كسانى كه كشتن قاتل را فقدان فرد ديگرى مىدانند تنها ديد انفرادى دارند ، اگر صلاح اجتماع را در نظر بگيرند و بدانند اجراى قصاص چه نقشى در حفاظت و تربيت ساير افراد دارد در گفتار خود تجديد نظر مىكنند ، از بين بردن اين افراد خونريز در اجتماع همانند قطع كردن و از بين بردن عضو و شاخه مزاحم و مضر است كه به حكم عقل بايد آن را قطع كرد ، و ناگفته پيدا است كه تا كنون هيچكس به قطع شاخه‌ها و عضوهاى فاسد و مضر اعتراض نكرده است ، اين در مورد ايراد اول . در مورد ايراد دوم بايد توجه داشت كه اصولا تشريع قصاص هيچگونه ارتباطى با مساله انتقامجويى ندارد ، زيرا انتقام به معنى فرونشاندن آتش غضب به خاطر يك مساله شخصى است ، در حالى كه قصاص به منظور پيشگيرى از تكرار ظلم و ستم بر اجتماع است و هدف آن عدالتخواهى و حمايت از ساير افراد بىگناه مىباشد . در مورد ايراد سوم كه قاتل حتما مبتلا به مرض روانى است و از اشخاص عادى ممكن نيست چنين جنايتى سر بزند ، بايد گفت : در بعضى موارد اين سخن صحيح است و اسلام هم در چنين صورتهايى براى قاتل ديوانه يا مثل آن حكم قصاص نياورده است ، اما نمىتوان مريض بودن قاتل را به عنوان يك قانون و راه عذر عرضه داشت ، زيرا فسادى كه اين طرح به بار مىآورد و جراتى كه به جنايتكاران اجتماع مىدهد براى هيچكس قابل ترديد نيست ، و اگر استدلال در مورد قاتل صحيح باشد در مورد تمام متجاوزان و كسانى كه به حقوق ديگران تعدى مىكنند نيز بايد صحيح باشد ، زيرا آدمى كه داراى سلامت كامل عقل است هرگز به ديگران