در مورد قسمتى از گوشتهاى حلال داشتند ، و به تعبير ديگر آنها قسمتى از گوشتهاى پاكيزه و حلال را طبق خرافات و موهوماتى بر خود تحريم مىكردند ، اما در عوض به هنگام كمبود غذا از گوشت آلوده مردار يا خوك و يا خون استفاده مىكردند ! قرآن به آنها اعلام مىكند كه اينها براى شما حرام است نه آنها ( و اين است معنى « حصر اضافى » ) .
و از آنجا كه گاه ضرورتهايى پيش مىآيد كه انسان براى حفظ جان خويش مجبور به استفاده از بعضى از غذاهاى حرام مىشود قرآن در ذيل آيه آن را استثنا كرده و مىگويد : ولى كسى كه مجبور شود ( براى نجات جان خويش از مرگ ) از آنها بخورد گناهى بر او نيست ، به شرط اينكه ستمگر و متجاوز نباشد « ! ( * ( فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْه ) * ) .
به اين ترتيب براى اينكه اضطرار بهانه و دستاويزى براى زياده روى در خوردن غذاهاى حرام نشود با دو كلمه « * ( غَيْرَ باغٍ » وَ « لا عادٍ ) * » گوشزد مىكند كه اين اجازه تنها براى كسانى است كه خواهان لذت از خوردن اين محرمات نباشند ، و از مقدار لازم كه براى نجات از مرگ ضرورى است تجاوز نكنند ، ( باغ و عاد در اصل باغى و عادى بوده ، باغى از ماده « بغى » به معنى طلب كردن است ، و در اينجا منظور طلب كردن لذت است و « عادى » به معنى متجاوز مىباشد ، يعنى متجاوز از حد ضرورت ) .
تفسير ديگرى براى جمله « * ( غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ ) * » ذكر شده است كه با معنى اول تضادى ندارد ، و ممكن است هر دو با هم در مفهوم آيه جمع باشند و آن اين است كه : با توجه به اينكه يكى از معانى « بغى » ظلم و ستم است ، منظور اين است كه اجازه خوردن گوشتهاى حرام مخصوص كسانى است كه سفر آنها سفر ستم و گناه نباشد ( بايد توجه داشت كه اضطرار و اجبار معمولا در سفرهايى نظير سفرهاى آن زمان حاصل مىشد كه قافلهها در بيابان مىماندند و يا راه را گم مىكردند ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 583
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٨٣