نكتهها : 1 - ابزار شناخت
- بدون شك براى ارتباط انسان با جهان خارج ابزارى لازم است كه آنها را ابزار شناخت مىخوانند ، و مهمتر از همه چشم و گوش براى ديدن و شنيدن ، و زبان براى سؤال كردن است ، و لذا در آيه فوق بعد از آن كه اين افراد را به خاطر عدم استفاده از ابزار شناخت به افراد كر و لال و نابينا تشبيه مىكند با ذكر « فاء تفريع » كه براى نتيجه گيرى است بلافاصله مىگويد :
« بنا بر اين آنها چيزى نمىفهمند » .
به اين ترتيب قرآن گواهى مىدهد كه اساسىترين پايه علوم و دانشها چشم و گوش و زبان است ، چشم و گوش براى درك كردن مستقيم و زبان براى ايجاد رابطه با ديگران و كسب علوم آنها .
در فلسفه نيز اين حقيقت ثابت شده كه حتى علوم غير حسى ، در آغاز ، از علوم حسى سرچشمه مىگيرد ، و اين بحث دامنه دارى است كه اينجا جاى شرح آن نيست ( براى توضيح بيشتر در زمينه نعمت ابزار شناخت به جلد يازدهم صفحه 335 به بعد ، ذيل آيه 78 سوره نحل مراجعه فرمائيد ) .
2 - « ينعق » از ماده « نعق » در اصل به معنى صداى كلاغ است در حالى كه فرياد نكشد ولى « نغق » ( با « غين » ) به معنى صداى كلاغ است كه به صورت فرياد و توام با كشيدن گردن است ( 1 ) .
ولى بعدا اين معنى توسعه يافته و به صداهايى كه در برابر حيوانات مىدهند گفته شده ، بديهى است آنها از مفهوم كلمات و جملهها با خبر نمىشوند و اگر گاهى عكس العملهايى نشان مىدهند بيشتر به خاطر تن صدا ، و طرز اداى كلمات است .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث .