و مطالعه كتب و مانند اينها نيست ، اينجا سخن از احساس است نه ادراك ، تصديق است نه تصور ، و عينيت است نه ذهنيت .
از طرفى مىدانيم در ميان پيامبران بزرگ كمتر كسى همچون ابراهيم ع در صحنههاى گوناگون مبارزه و در برابر آزمايش سخت قرار گرفته است تا آنجا كه قرآن در باره او مىگويد :
إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ : « اين آزمايشهاى آشكار و بزرگى است » ( صافات - 106 ) .
و همين مجاهدهها ، مبارزهها و آزمايشهاى سخت و سنگين بود كه ابراهيم را آن چنان پرورش داد كه تاج افتخار « امامت » بر سر او گذاردند .
مراسم حج در حقيقت يك دوره كامل از صحنههاى مبارزات ابراهيم و منزلگاههاى توحيد و بندگى و فداكارى اخلاص را در خاطرهها مجسم مىسازد .
اگر مسلمانان به هنگام انجام اين مناسك به روح و اسرار آن واقف باشند و به جنبههاى مختلف « سمبوليك » آن بينديشند يك كلاس بزرگ تربيتى و يك دوره كامل خداشناسى و پيامبرشناسى و انسانشناسى است .
با توجه به اين مقدمه به جريان ابراهيم و جنبه ى تاريخى صفا و مروه باز مىگرديم : با اينكه ابراهيم ع به سن پيرى رسيده بود ولى فرزندى نداشت از خدا درخواست اولاد نمود ، در همان سن پيرى از كنيزش هاجر فرزندى به او عطا شد كه نام وى را « اسماعيل » گذارد .
همسر اول او « ساره » نتوانست تحمل كند كه ابراهيم از غير او فرزند داشته باشد خداوند به ابراهيم دستور داد تا مادر و فرزند را به مكه كه در آن زمان بيابانى بى آب و علف بود ببرد و سكنى دهد .
ابراهيم فرمان خدا را امتثال كرد و آنها را به سرزمين مكه كه در آن روز سرزمين خشك ، و بى آب و علفى بود و حتى پرنده اى در آنجا پر نمىزد برد ، همين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 540
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤٠